روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٧٢ - ترجمه
و اليسع را و ذو الكفل را و همه از نيكان بودند.
اين ياد كردى است و پرهيزكاران [١]باشد نيكو بازگشتن.
[٩٥-ر]بهشتها مقام گشاده براى ايشان درها.
تكيه زده در آنجا مىخوانند در آنجا ميوۀ بسيار و شراب.
و نزديك ايشان باشند چشمكشيدگان [٢]همسران.
اين آن است كه وعده مىدهند شما را براى روز شمار.
اين روزى ماست،نباشد آن را بن در آمدن [٣].
اين و نافرمانان را بتر بازگشتن [٤]باشد.
در دوزخ كه به او ملازم باشند،بد جاى است.
اين،بچشى [٥]اين را آب گرم و خون و ريم.
و ديگرى از مانند او زنانى جفتانى.
اين گروهىاند در- شونده با شما،فراخ مباد ايشان را كه ايشان ملازم آتش دوزخاند.
گويند:بل شما فراخى مباد شما را،شما تقديم كردى[او را] [٦]براى ما،بد جاى است.
گويند:خداى ما! هركه آورد ما را اين،بيفزاى او را عذاب دوچندان در دوزخ.
گويند:چيست ما را كه نمىبينيم مردانى را كه بشمرديم [٧]ايشان را از بدان.
[١] -دا:پرهيزكاران را.
[٢] -دا:چشم كشندگان.
[٣] -دا:به رسيدن.
[٤] -دا:بترين بازگشتى.
[٥] -كذا:در همه نسخه بدلها،فعل امر غايب است،به معنى«بچشند»لكن گاه به صورت امر حاضر معنى مىشود چه از باب تنفّر و انزجار و چه از باب تعظيم.
[٦] -اساس و ديگر نسخه بدلها:ندارد،از چاپ شعرانى افزوده شد.
[٧] -دا:كه بوديم مىشمرديم.