روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٧٣ - ترجمه
گرفتيم ايشان را فسوس يا بگرديد از ايشان چشمها؟ آن درست است خصومت اهل دوزخ.
قوله: وَ وَهَبْنٰا لِدٰاوُدَ سُلَيْمٰانَ ،حقتعالى بازگفت در اين آيت:آن نعمت كه بر داود-عليه السّلام-كرد به دادن او را چون سليمان فرزندى،گفت:ما داديم داود را سليمان،آنگه سليمان را بستود،گفت: نِعْمَ الْعَبْدُ ،نيك بنده است او. إِنَّهُ أَوّٰابٌ ،او رجّاع است و بسيار جوع [١]با درگاه من.
إِذْ عُرِضَ عَلَيْهِ ،گفت:ياد كن اى محمّد چون بر او عرض كردند به شبانگاه به وقت نماز ديگر. اَلصّٰافِنٰاتُ ،اسپانى را كه عادت ايشان آن بود كه بر سه قوائم بايستادندى و يكدست را گوشۀ سم بر زمين نهادندى،و اين علامت عتق [٢]و كرم اسپان باشد[٩٥-پ] اَلْجِيٰادُ ،اسپان نيك رو،و واحدها جواد.
كلبى گفت:سليمان به غزاى دمشق و نصيبين رفت،ازآنجا هزار اسپ آورد.
مقاتل گفت:از پدرش به ميراث رسيد هزار اسپ،و پدرش از عمالقه يافت.حسن بصرى گفت:اسپانى بودند كه او را [٣]از دريا آورده بودند با پر [٤].سليمان-عليه السّلام- نماز پيشين كرده بود بر كرسى نشسته و آن اسپان [٥]عرض كردند و او به آن مشغول بود از نماز ديگر غافل شد تا نهصد اسپ را عرض كردند و صد بماند.او بنگريد، آفتاب فروشده بود.دلتنگ شد،گفت: رُدُّوهٰا عَلَيَّ ،بازآريد بر من.بازآوردند.
بفرمود تا همه را پى كردند و بكشتن [٦]و گوشت آن به صدقه بداد [٧]به كفّارت آنكه او را نماز ديگر فوت شده بود.و صد اسب از آن جمله بماند.هر اسپى نيك [٨]كه امروز بينى گفتند كه از نسل ايشان است.حسن گفت:چون او اسپان را پى بكرد و در ره خداى قربان كرد،خداى تعالى او را به بدل آن به از آن بازداد مركبى [٩]،و آن
[١] -بسيار جوع/بسيار رجوع،با ادغام دو حرف همجنس.
[٢] -آج،لب:عنف.
[٣] -دا:آن را.
[٤] -آج،لب:براى او.
[٥] -دا،آج،لب،افزوده:بر او.
[٦] -دا،آج،لب:بكشتند.
[٧] -دا،آج،لب:دادند.
[٨] -دا:نكو،آج،لب:نيكو.
[٩] -آج،لب:مركبى بداد.