روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٢٤ - ترجمه
قتاده گفت و مقاتل: جٰاءَ بِالصِّدْقِ ،رسول است، وَ صَدَّقَ بِهِ ،مؤمنان.
عطا گفت: جٰاءَ بِالصِّدْقِ ،پيغامبراناند، وَ صَدَّقَ بِهِ ،امّتان ايشان.
و در اخبار ما،از ائمّه-عليهم السّلام-آوردند و از بعضى صحابه كه: جٰاءَ بِالصِّدْقِ ،رسول اللّه، وَ صَدَّقَ بِهِ ،اميرالمؤمنين على است.
در خبر است كه چون رسول را-عليه السّلام-شب معراج به آسمان بردند، ملكوت آسمان بر او عرضه كردند،گفتند:برو و قوم را خبر ده.گفت:بار خدايا! [١١٣-پ]مرا دروغ دارند،گفت:(يصدقك على
و هو الصديق الاكبر )، [١]دليل بر آنكه او صدّيق اكبر است،آن است كه مخالفان و موافقان در اخبار آوردند كه:
الصّدّيقون ثلاثة:حزقيل مؤمن آل فرعون و حبيب النجار مؤمن آل ياسين و علىّ بن ابى طالب-عليه السّلام-و هو خيرهم و سيّدهم، پيغامبر عليه السّلام گفت:صدّيقان سهاند:حزقيل است مؤمن آل فرعون و حبيب نجّار است مؤمن آل ياسين و على بن ابى طالب-و او بهترين و سيّد ايشان است.بيان ديگر آنكه گفت در دگر [٢]آيت: يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّٰهَ وَ كُونُوا مَعَ الصّٰادِقِينَ [٣]،يعنى حمزة و جعفرا و عليّا.
و در خبر است كه روزى رسول-عليه السّلام-سريّتى را به غزايى مىفرستاد، على [٤]را بر ايشان امير كرد،آنگه[گفت] [٥]:كيست از شما كه فضل و صدق پسر عمّ من از قرآن بيارد؟عمّار بر پاى خاست،گفت:من بگويم يا رسول اللّه؟گفت:بيار.
گفت،قوله تعالى: وَ الَّذِي جٰاءَ بِالصِّدْقِ وَ صَدَّقَ بِهِ .رسول گفت:
كفاك اللّه يا عمّار كلّ مهمّ. أبو ذر گفت:من حاضر بودم كه عمّار اين گفت.فضل بن شاذان گفت: جٰاءَ بِالصِّدْقِ ،رسول است صادقى كه جز او صادقى نبود در آنوقت ، وَ صَدَّقَ بِهِ ،علىّ بن ابى طالب مصدّقى كه در آنوقت مصدقى نبود جز او.
زيد بن جناب گفت:پيش رسول رفتم در بدايت كار و گفتم:يا محمّد!چه مىگويى تو [٦]؟گفت،مىگويم:
لا اله الّا اللّه و انا رسوله ،بجز خداى،خداى
[١] -آج،لب،افزوده:تو را صديق اكبر تصديق كند،و آن على بن ابى طالب است-صلوات اللّه و سلامه عليه.
[٢] -آج،لب:ديگر.
[٣] -سورۀ توبه(٩)آيۀ ١١٩.
[٤] -آج،لب:حضرت اميرالمؤمنين على.
[٥] -اساس و آب:ندار،دا،افتادگى دارد،از آج،افزوده شد.
[٦] -آج،لب:چه گويى يا محمّد تو.