روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٤٨
خلاف كردند در آنكه اين مستثنى كيست [١]:
ابو هريره روايت كرد از رسول-عليه السّلام-كه گفت:از جبريل پرسيدم در اين آيت كه اينان كه باشند كه خداى استثنا كرد بقوله: إِلاّٰ مَنْ شٰاءَ اللّٰهُ ؟گفت [٢]:
هم الشّهداء متقلّدين اسيافهم ،گفت:شهيدان باشند تيغها در گردن افگنده در پيرامن عرش ايستاده باشند.روز قيامت فريشتگان به استقبال ايشان شوند با نجيبانى از ياقوت، زمامها [٣]زبرجد،پالانها سندس و استبرق نرمتر از حرير.هر گامى چشم زخمى باشد در منزّهات بهشت مىگردند،آنگه گويند:بيايى تا بنگريم تا خداى تعالى چگونه حكم مىكند ميان خلقان.خداى تعالى به ايشان مستبشر باشد و اين علامت آن بود كه آن را كه،[١٢٢-پ]به او استبشار كنند،او را عذاب نباشد و حساب نباشد.
انس مالك روايت كرد كه،يك روز رسول-عليه السّلام-اين آيت مىخواند،چون به اين جا رسيد كه: إِلاّٰ مَنْ شٰاءَ اللّٰهُ ،من گفتم:يا رسول اللّه!اينان كهاند كه خداى تعالى استثنا كرد اينان را از نفخ صور؟گفت:جبرئيل و ميكايل و اسرافيل و ملكالموت -چون همه خلايق را جان بردارد-و اين چهار كس مانند [٤]خداى تعالى ملكالموت را گويد:كه ماند اى ملكالموت ؟-واو عالمتر بود-ملكالموت گويد:بار خدايا!تو عالمترى.ما چهار كس مانديم.گويد:يا ملكالموت !جان اسرافيل بردار.او جان اسرافيل بردارد.آنگه گويد:كه ماند؟گويد:جبريل و ميكايل و ملكالموت.گويد:ميكايل را جان بردار.ملكالموت قبض روح او كند.او بيفتد بمانند كوهى عظيم [٥].آنگه گويد:كه ماند؟گويد:بار خدايا! ملكالموت ماند و جبريل.گويد:
مت يا ملكالموت، [٦] ،بيفتد و بميرد.جبريل ماند [٧]و بس.خداى تعالى[گويد] [٨]،جبريل را كه:يا جبريل!كه ماند؟او گويد:
بار خدايا!
وجهك الدّائم [٩]الباقى و جبريل الميّت الفانى. خداى تعالى گويد:يا جبريل!از مرگ چاره نيست.جبريل به سجده درآيد به روى و پر مىزند و مىگويد:
[١] -دا:كيستند.
[٢] -آج،لب:ندارد.
[٣] -اساس:زمامه،به قياس با نسخۀ دا،تصحيح شد.
[٤] -دا:ماندند.
[٥] -آج،لب:چون كوهى بيفتد.
[٦] -دا،آ،لب،افزوده:بمير اى ملكالموت،ملكالموت.
[٧] -دا:بماند.
[٨] -اساس و آب:ندارد،از دا افزوده شد.
[٩] -دا:الكريم.