روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٧٤ - ترجمه
بگوى:آرى و شما ذليل باشى.
آن يك با زدن [١]باشد كه بنگرى ايشان مىنگرند.
و گويند:اىواى ما اين روز جزاست! اين قضاست [٢]آنكه شما آن را به دروغ داشتى.
جمع كنى ظالمان را و همسران ايشان و آنچه مىپرستيدند.
از فرود خداى ره نماييد ايشان را به ره دوزخ.
بدارى اينان را كه اينان را بخواهند پرسيدن [٣].
چه بود شما را كه يارى نمىكنى يكديگر را! بل ايشان امروز تن بدادهاند.
روى در يكديگر آرند [٤]و مىپرسند.
گويند:شما مىآمدى ما را [٥]از دست راست.
گويند:بل شما خود مؤمن نبودى [٦].
نبود ما را بر شما از حجتى،بل بودى شما گروهى طاغيان.
واجب شد بر ما گفتار خداى ما،ما بچشيدگانيم [٧].
گمراه كرديم شما را،ما [٨]گمراه بوديم.
[١] -دا:با زدن/باززدن.
[٢] -دا:روز فصل،آج،لب:روز فرق.
[٣] -دا:پرسيد.
[٤] -دا:برخى از ايشان.
[٥] -دا:به ما.
[٦] -دا:نبودى ايمانآوردگان.
[٧] -دا:چشندگانيم.
[٨] -دا:كه ما.