روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٧٨ - ترجمه
فريشتگان زجر كنند [١]و به حقّ خوانندگان قرآن كه خداى شما يكى است.و اين جواب آن است كه ايشان گفتند: أَ جَعَلَ الْآلِهَةَ إِلٰهاً وٰاحِداً ؟ [٢]...
رَبُّ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ ،آنگه گفت:آن خداى كه مستحقّ عبادت است، خداى آسمانها و زمين است وَ مٰا بَيْنَهُمٰا ،و آنچه در ميان آن است.از انواع حيوان و جماد، وَ رَبُّ الْمَشٰارِقِ ،و او خداوند مشرقهاست كه آفتاب از او برآيد.عبد اللّه عبّاس گفت:بر فلك آفتاب سيصد و شست [٣]سوراخ است به عدد روزهاى سال كه هر روز [٤]آفتاب از كوّۀ [٥]دگر برآيد كه تا سال بر نگردد با آن جايگاه نيايد.
إِنّٰا زَيَّنَّا السَّمٰاءَ الدُّنْيٰا بِزِينَةٍ الْكَوٰاكِبِ ،ابن كثير و ابو عمرو و نافع و ابن عامر خواندند:بزينة الكواكب[٦٥-پ]به اضافت.آنگه خلاف كردند كه اضافت با فاعل است يا با مفعول.بعضى گفتند با مفعول است برآن معنى كه:جعلنا الكواكب زينة السّماء [٦]،ما ستارگان را زينت آسمان دنيا كرديم و آنكه گفت،اضافت با فاعل است،گفت معنى كه: [٧]انّا جعلنا الكواكب مزيّنة السّماء [٨]،ما ستارگان [٩]آرايندۀ آسمان كرديم.و حمزه و عاصم در بعضى روايات خواندند:بزينة-منوّن- الكواكب،مجرور على البدل،و التّقدير:بالكواكب [١٠].و عاصم به روايت أبو بكر خواند:بزينة-منوّن-الكواكب،بنصب على معنى،بتزييننا الكواكب [١١].و گفتند:
«على تقدير،اعنى الكواكب و اريد الكواكب،بفعلى مضمر.
عبد اللّه عبّاس گفت:معنى آن است كه بضوء الكواكب،به روشنايى [١٢]ستارگان.و قول دگر مفسّران را آن است كه [١٣]زينت آسمان به ستاره معلوم است و ظاهر.
[١] -دا،آج،لب:زجركننده.
[٢] -سورۀ ص(٣٨)آيۀ ٥.
[٣] -آج،لب:شصت.
[٤] -دا:هرروزى.
[٥] -آج،لب:محلّ.
[٨] [٦] -دا،آج،لب:للسّماء.
[٧] -دا:آن است كه.
[٩] -دا،آج،لب:ستارگان را.
[١٠] -اساس:الكواكب،به قياس با نسخۀ دا،تصحيح شد.
[١١] -دا:بتزيينا الكواكب،آج،لب:بتزيّنها الكواكب.
[١٢] -آج:به روشنايى.
[١٣] -دا:دگر مفسّران كه.