روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١١٦ - ترجمه
پيغامبران-عليهم السّلام-فى قوله: ...رَبَّنٰا ظَلَمْنٰا أَنْفُسَنٰا... [١]در حق آدم و قوله: رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي... [٢]در حقّ موسى و قتل او قبطى را قوله: ...سُبْحٰانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظّٰالِمِينَ [٣]،در قصّۀ يونس-عليه السّلام-و امثال اين از آيات.
قوله: ذٰلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبِيرُ [٤٤-ر] ذٰلِكَ ،اشارت است به ميراث دادن كتاب،چه اين معنى فضلى است از خداى تعالى بزرگوار كه بسيارى [٤]منافع دينى و بيان شريعت و انواع الطاف به او تعلق دارد.
جَنّٰاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَهٰا ،گفت:اين جماعت[در] [٥]بهشتها عدن روند.و عدن اقامت باشد،يقال:عدن بالمقام اذا اقام به. يُحَلَّوْنَ فِيهٰا مِنْ أَسٰاوِرَ مِنْ ذَهَبٍ ، و تحلّى ايشان كنند [٦]در آنجا،يعنى در آن بهشتها از دستورنجها [٧]و زر و مرواريد.و«من»اوّل تبعيض راست و دوم تبيين را.
وَ لِبٰاسُهُمْ فِيهٰا حَرِيرٌ ،و لباس و پوشش ايشان در آنجا حرير باشد.
و ابو هريره روايت كرد از رسول-صلّى اللّه عليه و على آله-كه او گفت:اگر حلىّ كمتر كسى از اهل بهشت برابر كنند به جمله حلىّ [٨]اهل دنيا،حلّى او بيشتر باشد از همه حلىّ اهل دنيا.
وَ قٰالُوا الْحَمْدُ لِلّٰهِ ،صورت ماضى است و معنى مستقبل،يعنى گويند اهل بهشت:سپاس خداى را كه اندوه از ما ببرد.عبد اللّه عبّاس گفت:يعنى غم و اندوه دوزخ،عكرمه گفت:حزن و اندوه گناهان و سيّئات و خوف ردّ [٩]طاعات.و گفتند:
اندوه مرگ.و گفتند:غم آنكه ندانستند كه اهل بهشتاند يا اهل دوزخ.ثمالى گفت:اندوه دنيا،ضحّاك گفت:حزن ابليس و وسوسۀ او،ذو النّون گفت:حزن قطيعت،كلبى گفت:غمّى كه در دنيا بود ايشان را از احوال آخرت،و گفتند اهوال
[١] -سورۀ اعراف(٧)آيۀ ٢٣.
[٢] -سورۀ نمل(٢٧)آيۀ ٤٤.
[٣] -سورۀ انبيا(٢١)آيۀ ٨٧.
[٤] -آج،لب:بسيار.
[٥] -اساس ندارد،از دا،افزوده شد.
[٦] -آج،لب:ايشان كشد.
[٧] -لب:دستور رنجهاى از.
[٨] -دا:حلىّ جمله.
[٩] -دا:در.