روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٧٦ - ترجمه
فراخ چشم.
پندارى [١]ايشان خايه پوشيدهاند.
روى نهند [٢]بهرى بر بهرى،مىپرسند.
گويد گويندهاى از ايشان مرا همسرى بود [٣].
مىگفتى كه:تو از جمله باوردارندگانى؟ كه[چون] [٤]بميريم و خاك شويم و استخانها،ما را پاداشت[دهند] [٥].
گويد:شما فرومىنگرى ؟ فرونگرد بيند[او را] [٦]در ميان دوزخ.
گويد:به خداى كه نزديك بودى كه هلاك كنى مرا.
و اگر نه نعمت خداى استى [٧]،من بودمى از جمله حاضران [٨].
ما نهايم بمردگان؟ الّا مرگ پيشين،و ما نهايم عذاب كرده [٩].
اين آن است كه ظفرى بزرگ است.
براى مانند اين عمل كنند عملكنندگان.
قوله: وَ الصَّافّٰاتِ صَفًّا ،ابو عمرو و حمزه«تا»را ادغام كردند در«صاد»و
[١] -دا:گويى.
[٢] -دا:روى فراكند.
[٣] -دا:مرا بود مرا همسرى.
[٤] -اساس:ندارد،از دا،افزوده شد.
[٥] -اساس:ندارد،از دا،آورده شد.
[٦] -اساس:ندارد،به قياس با نسخۀ دا،تصحيح شد.
[٧] -دا:بودى.
[٨] -دا:حاضركردگان.
[٩] -دا:نيستيم ما عذابكردگان.