روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٦٨ - ترجمه
ابيات دگر كه گفتيم] [١]إِنْ هُوَ إِلاّٰ ذِكْرٌ وَ قُرْآنٌ مُبِينٌ ،اين نيست الّا ياد كردى و قرآنى روشن.و آيت ردّ است بر آنان كه گفتند:رسول شاعر است و قرآن شعر است.
و عائشه گفت:كان الشّعر ابغض الحديث الى رسول اللّه،گفت:رسول -عليه السّلام-در جهان هيچ دشمنتر نداشتى از شعر.و در خبر است كه رسول -عليه السّلام-گفت:
لان يمتلى جوف احدكم قيحا احبّ الىّ من ان يمتلى شعرا، گفت:اگر شكم يكى از شما پر از ريم باشد دوستتر دارم ازآنكه پر از شعر باشد.
لِيُنْذِرَ مَنْ كٰانَ حَيًّا ،مدنيان و بصريان و شاميان الّا ابو عمرو،به«تا»خطاب خواندند و باقى قرّا لينذر به«يا»،خبرا عن الغائب.گفت[تا] [٢]بترساند از مردمان آنان را كه زندهاند،يعنى زنده آن باشد كه او را انذار سود دارد. وَ يَحِقَّ الْقَوْلُ عَلَى الْكٰافِرِينَ ،و عذاب واجب شود بر كافران بعد انذار،چون متّعظ نشوند.
أَ وَ لَمْ يَرَوْا ،آنگه گفت:نمىبينند،يعنى دانند اين كافران [٣]؟ أَنّٰا خَلَقْنٰا لَهُمْ مِمّٰا عَمِلَتْ أَيْدِينٰا ،كه ما بيافريديم براى ايشان آن كردۀ دست ما،يعنى آنچه تولّاى خلق [٤]او ما كردهايم. أَنْعٰاماً ،چهار پايانى، فَهُمْ لَهٰا مٰالِكُونَ ،ايشان آن را مالك و متصرّفاند.
وَ ذَلَّلْنٰاهٰا لَهُمْ ،ما مذلّل و مسخّر كرديم آن را براى ايشان. فَمِنْهٰا ،از آن جمله بعضى آن است كه نشست را شايد،چون اسب و استر و شتر و خر، وَ مِنْهٰا يَأْكُلُونَ ،و بهرى از آن خوردن را،چون گاو و گوسپند.و«ركوب»،فعول باشد،به معنى مفعول، كالحلوب به معنى المحلوب.و اين بنا در [٥]مفعول كم آيد بيشتر به معنى فاعل بود.[٦٢-ر] وَ لَهُمْ فِيهٰا مَنٰافِعُ ،و ايشان را در آن انواع منافع است از موى و پشم،چنان كه [٦]گفت: ...وَ مِنْ أَصْوٰافِهٰا وَ أَوْبٰارِهٰا وَ أَشْعٰارِهٰا أَثٰاثاً وَ مَتٰاعاً إِلىٰ حِينٍ [٧]. وَ مَشٰارِبُ ،از شير آنكه باز مىخورند مشارب است ايشان را. أَ فَلاٰ يَشْكُرُونَ ،شكر نمىگذارند؟ [٨]
[١] -اساس و آب ندارد،از دا،افزوده شد.
[٢] -اساس:ندارد،از دا،افزوده شد.
[٣] -دا،آج،لب:نمىبينند اين كافران،يعنى نمىدانند؟
[٤] -آج،لب:تو خلق.
[٥] -دا:از.
[٦] -دا،آج،لب:آنچنان كه.
[٧] -سورۀ نحل(١٦)آيۀ ٨٠.
[٨] -دا:نمىگزارند.