روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٧ - ترجمه
گفت:روزه است و غسل جنابت است [١]چه اين هر دو امانت است از خداى در گردن مكلّفان كه اگر وفا كنند به آن،جز خداى نداند و اگر خلاف كنند جز خداى مطّلع نبود برآن.
ابو الدّرداء روايت كرد از رسول-صلّى اللّه عليه [٢]-كه او گفت:پنج چيز آن [٣]است كه هركس كه بيارد با ايمان به بهشت شود:يكى آنكه نماز پنج [٤]بجاى آرد و به پاى دارد به ركوع و سجود و اركان و شرايطش به وقت خود،و زكات مال بدهد بطيبة النّفس.آنگه گفت:به خداى كه اين جز مؤمنى نكند.و ماه رمضان روزه دارد و حجّ خانه بگزارد چون استطاعت دارد و اداى امانت كند.گفتند:يا ابا الدّرداء [٥]!اين امانت چيست؟گفت:غسل جنابت كه خداى تعالى بنده را بر هيچچيز آن ايتمان نكرده است كه برآن.
ابىّ كعب گفت:امانت فرج است كه گفتند مردان و زنان را تا خود را از حرام نگاه دارند.عبد اللّه عمر گفت:اوّل چيز كه خداى از آدمى بيافريد فرج است،گفت:اين امانتى است كه به تو مىسپارم.پس فرج امانت است و چشم و گوش و دست و پاى امانت است،
و لا ايمان لمن لا امانة له.
بعضى دگر گفتند:امانات مردمان است و وفا به عهدها.واجب است بر هر مؤمنى كه خيانت نكند با هيچ مؤمنى و با هيچ معاهد در هيچچيز به قليل و كثير.و اين روايت ضحّاك است از عبد اللّه عبّاس.
سدّى گفت:اين امانت هابيل است و اين انسان قابيل است كه آدم-عليه السّلام-به بعضى سفرها خواست رفتن و هابيل را سخت دوست داشتى،خواست تا او را بسپارد به امانت.آسمان را گفت:پذيرى؟گفت:نه.زمين را گفت:پذيرى؟[١٢-ر]گفت:نه.
كوهها را گفت:پذيرى؟[گفتند:نه] [٦]قابيل گفت:به من بسپار او را تا با تو سپارمش صحيح سليم.آدم او را به قابيل سپرد.چون بازآمد[] [٧]قابيل هابيل را كشته بود.فذلك قوله:
[١] -دا،آج،لب:ندارد.
[٢] -دا،افزوده:و على آله،آب:سلّم،آج،لب:و آله و سلّم.
[٣] -آج:ندارد.
[٤] -آب:پنج وقت،آج،لب:پنجگانه.
[٥] -اساس:أبو الدرداء،به قياس با نسخۀ آج،تصحيح شد.
[٦] -عبارت داخل قلاّب با خطى متفاوت از متن در اساس آمده است.
[٧] -اساس و آب،ندارد،از دا افزوده شد.