روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٨١ - ترجمه
بهترين روزىدهندگان است براى آنكه سلطان را رازق خوانند و مرد عيالدار را.
يقال رزق السّلطان الجند،و فلان مرزوق [١]عياله گفت:اين حال ناگفته نخواهدماند و اين حواله كه كردند كه:الملائكة بنات اللّه اين را بازخواست خواهد بودن. گفت:
وَ يَوْمَ يَحْشُرُهُمْ [٢]جَمِيعاً ،ياد كن اى محمّد آن روز كه خداى حشر كند [٣]اين كافران را ثُمَّ يَقُولُ [٤]لِلْمَلاٰئِكَةِ ،«آنگه گويد» [٥]فريشتگان را اينان شما را مىپرستيدند و اين براى آن گويد كه ايشان گمان بردند كه فريشتگان به قول و مذهب ايشان راضىاند.
قٰالُوا سُبْحٰانَكَ [٦] ،منزّهى تو بار خدايا، أَنْتَ وَلِيُّنٰا مِنْ دُونِهِمْ ،تو خداوند مايى بدون ايشان تولّاى ما به تو است نه به ايشان. بَلْ كٰانُوا يَعْبُدُونَ الْجِنَّ ،بل ايشان جنّيان را مىپرستيدند و طاعت ابليس مىداشتند در آنچه مىفرمود:ايشان را و بيشترينۀ ايشان به ابليس و لشكر او ايمان داشتند.قتاده گفت:اين استفهام تقرير است چنان كه گفت عيسى را: ...أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنّٰاسِ اتَّخِذُونِي وَ أُمِّي إِلٰهَيْنِ مِنْ دُونِ اللّٰهِ... [٧]
آنگه گفت فرداى قيامت ايشان را گويند: فَالْيَوْمَ لاٰ يَمْلِكُ بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ نَفْعاً وَ لاٰ ضَرًّا ،امّا امروز هيچكس را از شما قوّت و قدرت آن نباشد كه بهرى را زيان و سود رساند [٨]،چه دستهاى همه [٩]كنندگان از كافر فرومانده بود كس را حكمى نباشد و تصرّفى نبود و كارى نرود. وَ نَقُولُ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا ،و گوييم كافران را كه به شرك و كفر بر خود ظلم كرده باشند،بچشى عذاب اين دوزخ كه دروغ مىداشتى آن را.
وَ إِذٰا تُتْلىٰ عَلَيْهِمْ آيٰاتُنٰا بَيِّنٰاتٍ ،چون آيات ما بر اين [١٠]كافران خوانند از اين كتاب قرآن آياتى روشن.و نصب بيّنات بر حال است،از مفعول. قٰالُوا ،گويند اين كافران:
مٰا هٰذٰا ،نيست اين [١١]-اشارت به رسول است-الّا مردى كه مىخواهد كه
[١] -دا،آج،لب:يرزق.
[٢] -اساس،آب،دا،آج،لب:نحشرهم كه با توجه به قرآن مجيد تصحيح شد.
[٣] -اساس:با توجه به ضبط كلمه به صورت«نحشرهم»،معنى كرده:آن روز كه ما حشر كنيم،با توجه به ترجمۀ درست كلمه تصحيح شد.
[٤] -دا،آج،لب،افزوده:گويند.
[٥] -اساس:با توجه به ضبط كلمه به صورت«نقول»معنى كرده:«آنگه گوييم»،با توجه به ترجمه درست كلمه تصحيح شد.
[٦] -آج،لب:فرمود.
[٧] -سورۀ مائده(٥)آيۀ ١١٦.
[٨] -آج،لب:رسانند.
[٩] -دا:هر.
[١٠] -دا:برآن.
[١١] -دا،آج،لب:اين محمّد.