روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٣٥ - ترجمه
پس هلاك كرديم ديگران را.
و شما مىگذرى بر ايشان در بامداد [١].
و به شب چرا خرد ندارى شما؟ و يونس از جمله فرستادگان است.
چون بگريخت با كشتى پر كرده.
قرعه زد،بود از فروبردگان.
به گلو فروبرد او را ماهى،و او مستحقّ ملامت [٢].
اگر نه آنستى كه او از جمله تسبيحكنندگان بود، بماندى در شكم او آن روز كه ايشان را برانگيزند [٣].
بينداختيم او را به صحرا و او بيمار [٤].
[٨٣-ر]و برويانيديم بر او درختى از كذوا [٥].
و بفرستاديم او را به صدهزار مرد يا بيشتر.
ايمان آوردند،برخوردارى داديم ايشان را تا به وقتى [٦].
بپرس از ايشان خداى تو را دخترانند [٧]و ايشان را پسران؟ يا بيافريديم فريشتگان را ماده و ايشان گواه بودند.
الا [٨]،ايشان از دروغشان كه مىگويند.
فرزند زاد خداى و ايشان دروغ زنند [٩].
[١] -دا:بامدادان.
[٢] -دا:ملامت بود.
[٣] -دا:برانگيزانند.
[٤] -دا:بيمار بود.
[٥] -دا،آج،لب:كدو.
[٦] -دا:روزگارى.
[٧] -دا:خداى تو راست دختران.
[٨] -دا:بدان كه.
[٩] -دا:دروغ زنانند.