روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١١٧ - ترجمه
دنيا و اوجال آن [١]خواست.قاسم گفت:اندوه زوال نعمت و خوف عاقبت [٢].
نصرآبادى گفت:غم تكليف دنياوى و دينى از تدابير احوال خود و سياست نفس خود.
چون از آن برهند گويند: اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِي أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ إِنَّ رَبَّنٰا لَغَفُورٌ شَكُورٌ ،خداى ما آمرزنده گناهان است و شاكر طاعت.عبد اللّه عمر گفت:از رسول -عليه السّلام-شنيدم كه گفت:
ليس على اهل لا اله الّا اللّه وحشة في قبورهم و لا محشرهم [٣]و لا منشرهم و كأنّى انظر [٤]باهل لا اله الّا اللّه يخرجون من قبورهم و ينفضون التّراب عن وجوههم و يقولون:الحمد للّه الّذى اذهب عنّا الحزن انّ ربّنا لغفور شكور [٥]،[نيست بر اهل لاالهالاّاللّه وحشتى در گورهاشان و نه در محشر و منشرشان،و پندارى كه من در اهل لاالهالاّاللّه مىنگرم كه از گورها برخيزند، خاك از روى مىفشانند و مىخوانند اين آيت: اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِي أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ -الآية] [٦].
اَلَّذِي أَحَلَّنٰا ،آن خداى كه فرود آورد ما را به سراى اقامت.المقامة بالضمّ، المصدر و بالفتح الموضع و هو ايضا الجماعة،يعنى سرايى كه از او رحلت نبايد كردن ما را. مِنْ فَضْلِهِ ،از فضل و نعمت خود لاٰ يَمَسُّنٰا فِيهٰا نَصَبٌ ،به ما نرسد در آنجا رنجى و به ما نرسد در آنجا ماندگى.
ضحّاك بن مزاحم گفت در اين آيت كه:چون اهل بهشت در بهشت شوند ولدان و خدم پيش بازآيند [٧]بمانند مرواريد[٤٤-پ]پوشيده داشته خداى تعالى فريشتهاى را بفرستد با هديهاى از خداى تعالى و كسوتى از لباس اهل بهشت تا در او پوشانند او خواهد تا در بهشت شود،گويند:بر جاى باش يك ساعت فريشته مىآيد با ده انگشترين [٨]هديهاى از خداى تعالى هر انگشترى در انگشتى كند از آن او.
[١] -آج،لب:او.
[٢] -آج،لب:عافيت.
[٣] -آج:يحشرهم.
[٤] -دا،آج،لب:ندارد.
[٥] -آج،لب،افزوده:گفت:
[٦] -اساس و آب افتادگى دارد،از دا افزوده شد.
[٧] -دا،آج،لب:از پيش ايشان بازآيند.
[٨] -آج،لب:انگشترى.