روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٦١ - ترجمه
قتاده و سدّى گفتند:قطّنا،اى عقوبتنا،عقوبت ما تعجيل كن در دنيا.عطا گفت، اين آن است كه نضر بن الحارث گفت،اللّهمّ ان كان[هذا] [١]هو الحقّ من عندك فامطر علينا حجارة من السّماء او ائتنا بعذاب اليم [٢].و خداى در شأن او بفرستاد: سَأَلَ سٰائِلٌ بِعَذٰابٍ وٰاقِعٍ، لِلْكٰافِرينَ [٣].سعيد جبير گفت:يعنى حظ و نصيب ما از بهشت تعجيل كن.فرّا گفت:قطّ،در كلام عرب«خطّ» [٤]باشد و چك [٥]را از اين جا قطّ گويند.ابو عبيده و كسائى گفتند:قطّ،خطّى [٦]باشد كه كسى را بر نويسند به عطايى.و قال الاعشى [٧].
و لا الملك النّعمان يوم لقيته
بغبطته يعطى القطوط و يأفق
اى،يفضل و يعلو،يقال:فرس افق و ناقة افقة اذا فضلا على غيرهما.مجاهد گفت:قطّنا حسابنا،حساب ما تعجيل كن.و كتاب شما را قطّ گويند و اصل كلمت از كتابت است،يقال:خطّ [٨]الكتاب و قطّه [٩].و قياس چنان ره مىنمايد كه قط،قطع باشد،و القطّ فعل منه به معنى مفعول،براى آنكه آن خطّ [١٠]يا برات كه بنويسند ببرند از اصل كاغذ،و القطّ القطع بالعرض،و القد القطع بالطّول.و منه قول ابن عبّاس:كانت ضربات على ابكارا اذ استطال قدّ و اذا اعترض قطّ.
آنگه رسول را-عليه السّلام-گفت:صبر كن بر گفتار و ايذاى ايشان،گفت:
اِصْبِرْ عَلىٰ مٰا يَقُولُونَ ،صبر كن بر آنچه ايشان مىگويند، وَ اذْكُرْ عَبْدَنٰا دٰاوُدَ ذَا الْأَيْدِ ،و بندۀ ما را داود را-كه خداوند قوّت بود-ياد كن.و گفتند:يعنى قوى بود در عبادت. إِنَّهُ أَوّٰابٌ ،كه او توبهكننده و بازآينده بود هروقت و هر ساعت توبه نو كردى [١١].
سعيد جبير گفت: أَوّٰابٌ ،به لغت حبش،مسبّح باشد.ابو هريره روايت كرد كه رسول-عليه السّلام-گفت:زرقۀ چشم خجسته باشد،و داود-عليه السّلام-از رق-
[١] -اساس و آب،ندارد،با توجه به قرآن كريم و ديگر نسخهها افزوده شد.
[٢] -سورۀ انفال(٨)آيۀ ٣٢.
[٣] -سورۀ معارج(٧)آيۀ ١.
[٦] [٤] -اساس:حظ،به قياس با نسخۀ دا،تصحيح شد.
[٥] -آج،لب:حبك.
[٧] -دا،آج،لب،افزوده:شعر.
[١٠] [٨] -اساس:حظّ،به قياس با نسخۀ آج،تصحيح شد.
[٩] -آج،لب:قطّ.
[١١] -آج،لب:بكردى.