روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٣ - ترجمه
و قال وضّاح اليمن [١]،شعر:
ربّة [٢]محراب اذا جئتها
لم القها او ارتقى سلّما
اراد غرفة او صومعة] [٣].
و تماثيل جمع تمثال باشد،و هو تفعال من المثل و المثال،مراد [٤]صورت انگيخته است.
گفتند:بر تخت ملك او صورت هر سبعى و ددهاى بكردندى هيبت را.گفتند:
برد و جانب سرير سليمان دو شير ساخته بودند جنّيان و بر[با]لاى آن دستهاى سرير و كركس ساخته بودند كه چون سليمان-عليه السّلام-پاى بر سرير نهادى،اين شيران دستها بگستردندى تا او پاى برآن نهادى و بر سرير شدى.چون بنشستى آن كركسان پرها درهم گستردندى تا او را سايه كردى از آفتاب.و گفتند:چنان ساخته بود كه جز سليمان ندانستى كه چگونه بايد كردن تا دست آن شيران بر جاى خود راست شود،چنان [٥]پاى بر وى توان نهادن.
چون بختنصّر از پس سليمان بر بنى اسرايل غالب شد خواست تا بر جاى سليمان بنشيند،علم آن ندانست،پاى بر نهاد شير دست بر آورد و بر ساق او زد و ساق او مجروح كرد او بيفتاد و از هوش بشد و آن سرير[١٧-پ]رها كرد و پس از آنكس نيارست و اختيار كرد [٦]كه بر او [٧]شود.
اصحاب سير گفتند:از جملۀ آنچه جنّيان براى سليمان بنا كردند مسجد بيت المقدس بود و قصّۀ او آن بود كه اهل اخبار و سير گفتند:خداى تعالى بر آل ابراهيم بركت كرد تا ايشان به كثرت به حدّى رسيدند كه عدد ايشان جز خداى ندانست.چون نوبت به داود رسيد،داود پيغامبر بنى اسرايل بود در عهد خود و ايشان هر روز زيادت [٨]بودند.و چون بسيار شدند،به كثرت عدد خود معجب شدند و تكبّرى در سر-
[١] -لب:اليمين.
[٢] -لب:و به.
[٣] -اساس،آب،و آج:افتادگى دارد،از دا افزوده شد.
[٤] -دا:مرد.
[٥] -دا:چنان كه.
[٦] -دا،لب:نكرد.
[٧] -دا:برآن.
[٨] -دا،لب:در زيادت.