روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٤٥ - ترجمه
فرزند خداى.
وَ إِنّٰا لَنَحْنُ الصَّافُّونَ ،بگو كه ما در عبادت او صفكشيدگانايم.
وَ إِنّٰا لَنَحْنُ الْمُسَبِّحُونَ ،و ما او را تسبيحكنندگانايم و آنان كه به اين صفت باشند،بندگان اسير و ذليل و خاضع باشند.
عبد اللّه عبّاس گفت:بر آسمان هيچ مقدار به دستى نيست و الّا بر او فريشتهاى است خداى تعالى را تسبيحكننده [١]يا نماز كنند [٢].
آنگه حكايت كلام اهل مكّه كرد از كافران: وَ إِنْ كٰانُوا لَيَقُولُونَ ،اى و انّهم كانوا ليقولون.«ان»مخفّفه است از ثقيله و«لام»،در خبر او ملازم باشد. و اين كافران مكّه مىگويند كه:اگر ما را كتابى بودى كه در آنجا علم [٣]اوّلينان و علم گذشتگان بودى،ما نيز از جملۀ بندگان خالص بودمانى،يعنى سبب آنكه ما ايمان نمىآريم اين است.
فَكَفَرُوا بِهِ ،گفتند:در كلام حذفى هست و اضمارى،و التّقدير:كذّبوا فيما قالوا فقد آتيناهم الكتاب فكفروا [٤].گفت:دروغ گفتند در اين دعوى كه كردند كه ما كتاب به ايشان داديم [٥]به آن كافر شدند و ايمان نياوردند.
آنگه بر سبيل تهديد گفتند: فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ ،بدانند روز قيامت اين كه كردند چون جزايش بيابند.
وَ لَقَدْ سَبَقَتْ كَلِمَتُنٰا ،گفت:سابق شد سخن ما بندگان فرستادۀ ما را از پيغامبران.و آن كلمه چيست؟ آنگه گفت: إِنَّهُمْ لَهُمُ الْمَنْصُورُونَ ،و آن آن است كه من حكم كردم كه ايشان مؤيّد و مظفّر و منصور باشند.و گفتند:كلمت آن است كه گفت: كَتَبَ اللّٰهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَ رُسُلِي [٦]...
وَ إِنَّ جُنْدَنٰا لَهُمُ الْغٰالِبُونَ ،و لشكر ما غالب بر حقيقت ايشان باشند.و«لام»، فى قوله:«لهم»فى الموضعين،«لام»تأكيد است كه در خبر«انّ»بشود،نه
[١] -دا:تسبيح مىكند و.
[٢] -آج،لب:نمازگزارنده.
[٣] -دا،آج،لب:ذكر.
[٤] -دا،آج:فكفروا به.
[٥] -دا،آج،لب:فرستاديم.
[٦] -سورۀ مجادله(٥٨)آيۀ ٢١.