روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٦٧ - ترجمه
اذا كان الشّتاء فادفئوني [١]
فانّ الشّيخ يهدمه الشّتاء
اذا عاش الفتى مائتين عاما
فقد ذهب اللّذاذة [٢]و الفتاء [٣]
أَ فَلاٰ يَعْقِلُونَ
،خرد ندارند اينها تا در او انديشه كنند؟و اين استفهام به معنى تقريع است.
آنگه گفت:[٦١-پ] وَ مٰا عَلَّمْنٰاهُ الشِّعْرَ ،ما اين رسول خود را شعر نياموختيم،و او[را] [٤]شعر به كار نيايد.حكم روايت كرد كه آن روز كه عبّاس مرداس اين شعر بگفت:
أ تجعل نهبى و نهب العبيد بين عيينة و الاقرع
رسول-عليه السّلام-آن را بخواند:
أ تجعل نهبى و نهب العبيد بين الأقرع و عيينة.
أبو بكر گفت:يا رسول اللّه!او نه چنين گفته است.گفت:دانم چگونه گفته است و لكن شعر نه كار من است. وَ مٰا عَلَّمْنٰاهُ الشِّعْرَ وَ مٰا يَنْبَغِي لَهُ .
و حسن بصرى گفته است:رسول-عليه السّلام-تمثّل كرد به اين بيت:
كفى الشّيب و الإسلام للمرء ناهيا
كفى بالإسلام و الشّيب ناهيا للمرء ،بر اين وجه گفت تا شعر نباشد و از وزن بشود.يكى از جملۀ صحابه گفت: وَ مٰا عَلَّمْنٰاهُ الشِّعْرَ وَ مٰا يَنْبَغِي لَهُ .يك روز تمثّل مىكرد به بيت طرفه:
ستبدى لك الايّام ما كنت جاهلا
و يأتيك بالأخبار من لم تزوّد
چنين خواند [٥]:
...من لم تزوّد بالأخبار...
ابو بكر گفت:او نه چنين گفته است.گفت:مىدانيم و لكن ما[را]شعر به- كار نيايد [٦].[و آنچه روايت كردهاند كه رسول-عليه السّلام-روز حنين گفت:
انا النبىّ لا كذب انا ابن عبد المطّلب. و آنچه گويند گفت:
هل انت الّا اصبع دميت و في سبيل اللّه ما لقيت، هم بر وجهى گفته باشد كه موزون نبود چنان كه
[١] -دا:فادفؤنى.
[٢] -اساس:اللذاة،به قياس با نسخۀ دا،تصحيح شد.
[٣] -آج،لب:الفناء.
[٤] -از آج،افزوده شد.
[٥] -آج،لب،افزوده:بخواند.
[٦] -آج،لب:به شعر مرا كار نيست.