روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٧٤ - ترجمه
باد بود كه بامداد [١]يكماهه راه ببريدى [٢]و شبانگاه يكماهه راه بازآوردى.
عبد اللّه عبّاس گفت،اميرالمؤمنين على را-عليه السّلام-پرسيدم از اين آيت،مرا گفت:يا ابن عبّاس!چه شنيدهاى در اين آيت؟گفت [٣]:كعب الاحبار مرا گفت:
سليمان روزى به عرض خيل [٤]مشغول شد تا نماز ديگر از او فايت شد [٥]،گفت:بازآريد- اين اسپان را،و عدد ايشان چهارده بود.بفرمود تا همه را پى بكردند و بكشتند.
خداى تعالى به عقوبت آنكه او بر اسپان ظلم كرد،چهارده روز ملك از او بستد.
اميرالمؤمنين گفت [٦]:كذب كعب [٧].سليمان روزى به جهاد خواست رفتن،بفرمود تا اسپان را بر او عرض كردند،به آن مشغول شد تا آفتاب فروشدن [٨]و نماز ديگرش فايت شد.گفت آن فريشتگان را كه بر آفتاب موكّل بودند: رُدُّوهٰا عَلَيَّ ،بازآريد بر من،يعنى آفتاب را به فرمان خداى.ايشان به فرمان خداى آفتاب بازآوردند تا او نماز ديگر بكرد [٩]بوقت [١٠].و بدان اى پسر عبّاس،كه:پيغامبران خداى معصوم و مطهّر باشند،ظلم نكنند و ظلم نفرمايند و رضا ندهند به ظلم.اين قول [١١]على است -عليه السّلام-.
فذلك قوله:اذ عرض عليه بالعشىّ الصّافنات الجياد.عرض [١٢]،اظهار چيزى باشد بجاى كه بينند،و آن ديگر[از وقت نماز ديگر] [١٣]تا شب عشىّ و عشاء خوانند آن را.و اَلصَّافّٰاتِ ،جمع صافنه باشد برآن تفسير كه گفتيم.قتيبى گفت:هر ايستاده [١٤]را «صافن»گويند.و در خبر است كه رسول-عليه السّلام-گفت:
من سرّه ان يقوم له النّاس صفونا فليتبوّأ [١٥]مقعده من النّار ،گفت:هركه خواهد كه مردم پيش او بر-
[١] -دا:بامدادان.
[٢] -دا،آج،لب:ببردى او را.
[٣] -دا،آج،لب:گفتم.
[٤] -دا:به عرض اسپان.
[٥] -دا:ديگرش فايت شد،آج،لب:ديگرش فوت شد.
[٦] -آج،لب:حضرت اميرالمؤمنين على-صلوات الله و سلامه عليه-فرمود:
[٧] -دا،افزوده:دروغ گفت كعب.
[٨] -آج،لب:فروشد.
[٩] -دا:نماز عصر كند.
[١٠] -دا،آج،لب:بوقت خود.
[١١] -آج،لب،افزوده:حضرت اميرالمؤمنين على-صلوات اللّه و سلامه عليه-است.
[١٢] -دا:عرض،آج،لب:غرض.
[١٣] -اساس:ندارد،از دا،افزوده شد.
[١٤] -دا،آج،لب:استادۀ.
[١٥] -دا،آج،لب:فليتبوّا