روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٥٩ - ترجمه
كرد كه:مردى از رسول-عليه السّلام-پرسيد كه:يا رسول اللّه!سبأ چيست،نام مردى است يا نام زنى يا نام شهرى يا زمينى يا كوهى يا واديى؟گفت:نام شهر و زمين و كوه و وادى نيست،بل نام مردى است از عرب كه او را ده پسر بودند:شش از ايشان به يمن رفتند،و چهار به شام.امّا آنان [١]كه به يمن رفتند كنده بود و اشعر و ازد و مذجح و انمار و حمير.مرد [٢]گفت:انمار كيست يا رسول اللّه؟گفت:آنكه خثعم و بجيله از اوست.و امّا آن چهار كه به شام رفتند:عامله بود [٣]و خدام و لخم و غسّان [٤].
و در سبا صرف و ترك [٥]رواست و هر دو خواندهاند.آنكه صرف كرد گفت:
نام مردى است بعينه و آنكه صرف نكرد گفت:نام قبيلهاى است.و سببهاى منع صرف تأنيث باشد و علميّت.ابو عبيده اين اختيار كرد لقوله:فى مساكنهم بر جمع، و قرّا خلاف كردند در اين لفظ:حمزه خواند و نخعى در شاذّ:مسكنهم به فتح«كاف» على لفظ الواحد،و كسائى و خلف خواندند و اعمش و يحيى در شاذ:مسكنهم به فتح «كاف»على لفظ الواحد.و كسائى و خلف خواندند و اعمش و يحيى در شاذ:
مسكنهم به كسر«كاف»على الواحد و باقى قرّا،مساكنهم خواندند به«الف»على- الجمع.
آيَةٌ ،اى،دلالة و علامة، جَنَّتٰانِ ،خبر مبتداى محذوف است،التّقدير:و هى جنّتان، عَنْ يَمِينٍ وَ شِمٰالٍ ،اى،إحداهما عن يمين الداخل و الاخرى عن شماله.
حقتعالى گفت:سبا را در مساكن و جايهاى ايشان آيتى بود و دلالتى و آن دو بستان بود:يكى بر راست آنكه در زمين ايشان شدى،و ديگر بر چپ او.
و گفتند:آيه آن بود كه در زمين ايشان هيچچيز از موذيات نبودى از حشرات و هوامّ زمين از مار و كژدم تا كيك و سراسك [٦]و پشه و شپش [٧].و اگر كسى به زمين ايشان رفتى و در جامۀ او چيزى از موذيات بودى به هواى آن جايگاه بمردندى.و در آن بستانهاى ايشان [٨]چندان ميوه بودى كه اگر كسى سبدى بر سر گرفتى و در زير آن
[١] -دا:آنكه.
[٢] -دا:مردى.
[٣] -دا:بودند.
[٤] -آج،لب:غشان.
[٥] -دا،آج،لب،افزوده:صرف.
[٦] -دا،آج،لب:سرابيك خوانده مىشود.
[٧] -آج،لب:شپش.
[٨] -آج،لب:بستانها از ايشان.