روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٤٧ - ترجمه
و نفرستاديم [١]نوعى دگر عذاب.
إِنْ كٰانَتْ ،اى ما كانت،نبود الّا يك آواز، فَإِذٰا هُمْ خٰامِدُونَ ،«اذا» مفاجات است،چنان كه چند جاى بيان كرديم،كه بديدى ايشان مرده بودند،يعنى ما ايشان را نه به لشكرى هلاك كرديم بل به خوارتر چيزى،و آن آوازى بود،بانگى كه جبريل بر ايشان زد.
يٰا حَسْرَةً عَلَى الْعِبٰادِ ،يا حسرتى،و اندوها [٢]بر بندگان!در اين دو قول گفتند:
يكى آنكه خداى تعالى گفت:اىبسا حسرتا كه بر كافران باشد روز قيامت ازآنكه ايمان نياوردند!قول ديگر آن است كه اين حكايت قول كافران است كه گفتند آنگه كه پيغامبران را كشته بودند و عذاب پديد آمد [٣]تأسّف خوردند و گفتند:يا حسرتا [٤]برآن پيغامبران كه اگر ايشان را نكشته بودمانى ايمان آورده بودمانى به ايشان، و اين پشيمانيى بود نه در وقت خود،بل در وقت الجا در حالى كه [٥]پشيمانى سود ندارد. مٰا يَأْتِيهِمْ مِنْ رَسُولٍ ،هيچ پيغامبر به ايشان نيامد الّا [٦]ايشان به او استهزاء كردند و از او فسوس داشتند.
أَ لَمْ يَرَوْا ،نمىبينند يعنى نمىدانند اهل مكّه كه بسكه [٥٤-پ]ما هلاك كرديم پيش ايشان از قرنها و مردمان روزگارها؟-و قرن،اهل عصرى باشند-براى آن «قرن»خوانند ايشان را كه در وجود مقترن باشند با يكديگر.
وَ إِنْ كُلٌّ لَمّٰا جَمِيعٌ ،يعنى،و ما كلّ الّا جميع،و نيستند اينان الّا جمله به يكبار به نزديك ما حاضر كرده [٧]،يعنى هيچكس را رها نكنيم [٨]و الّا زنده كنيم و به عرصۀ قيامت حاضر آريم [٩].و اين بر سبيل تهديد [١٠]و وعيد فرمود،و مثله قوله: ...وَ حَشَرْنٰاهُمْ فَلَمْ نُغٰادِرْ مِنْهُمْ أَحَداً [١١].
[١] -آج،لب:بفرستاديم.
[٢] -دا،آج،لب:و اندوها.
[٣] -آج،لب:پديد آمده.
[٤] -دا،آج،لب:يا حسرتى.
[٥] -آج،لب:در حالتى كه.
[٦] -دا،آج،لب:و الّا.
[٧] -آج،لب:اينان الّا به نزديك ما جمله به يكبار حاضر.
[٨] -لب:ندارد.
[٩] -آج،لب:آوريم.
[١٠] -لب،افزوده:باشد.
[١١] -سورۀ كهف(١٨)آيۀ ٤٧.