روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٥٢ - ترجمه
را در آن هيچ صنع و عمل نبوده است بل خداى-جلّ جلاله-آفريد و اين قول ضحّاك است و مقاتل.و وجه دوم آنكه مصدرى است،اى [١]،و من عمل ايديهم.وجه سيم [٢]آنكه موصوله است،يعنى،و الّذى عملته ايديهم.و معنى هر دو يكى است،يعنى از عمل دست و از آنچه دست شما در آن عمل كرد از كشت و برز [٣]و سقى و عمارت.
و اين برعكس معنى اول است و اين قول عبد اللّه عبّاس است. أَ فَلاٰ يَشْكُرُونَ ،خداى را شكر نمىكنند بر نعمتهايش؟ سُبْحٰانَ الَّذِي خَلَقَ الْأَزْوٰاجَ كُلَّهٰا ،گفت:منزّه است آن خداى كه اشكال و امثال آفريد. مِمّٰا تُنْبِتُ الْأَرْضُ ،از نبات زمين.و مثل را زوج خواند [٤]بر وجه تشبيه و مقاربت. وَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ ،و از نفسهاى ايشان اين جا«زوج»حقيقت است.و از آنچه شما ندانى و علم شما به آن نرسيده است از آنچه نديدهاى [٥]و نشنيدهاى.
وَ آيَةٌ لَهُمُ اللَّيْلُ ،آيتى دگر هست ايشان را و علامتى و دلالتى. نَسْلَخُ مِنْهُ النَّهٰارَ ،و آن شب است كه ما روز از او فرومىكشيم [٦]به مثابت پوست كه از گوسپند فروكشند [٧].و اين بر توسّع گفت: فَإِذٰا هُمْ مُظْلِمُونَ [٥٦-پ]«اذا»مفاجات راست كه بنگرى ايشان [٨]در ظلام و تاريكى باشند.و قوله: مُظْلِمُونَ ،اى،داخلون فى الظّلام،يقال اظلم الرّجل اذا دخل فى الظّلام.مثل:اصبح و امسى و كذلك اعرق و انجد و اتهم اذا دخل العراق و نجدا و تهامة،و اظلم اللّيل اذا صار ذا ظلمة،نحو امرّ الشّىء،اى صار ذا مرارة.
وَ الشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَهٰا ،و آفتاب مىرود به مستقر خود به قرارگاهى كه او را هست در ظلام.عبد اللّه عبّاس گفت به مستقرّ او منازل او خواست،گفت:قرار نگيرد تا به منازل [٩]نرسد.قتاده گفت:تا به وقتى معيّن كه از آن نگذرد.و گفتند:مراد آن است كه آفتاب مىرود تا به غايت كار او،عند انقضاء دنيا.و گفتند:به دورتر
[١] -دا:ندارد.
[٢] -دا:سهام.
[٣] -دا:كسب و جرز،آج،لب:كشت و بذر.
[٤] -دا:خواندند،آج،لب:خوانند.
[٥] -اساس و آب:نديدۀى.
[٦] -دا:فروكشيم.
[٧] -آج،لب:فرومىكشند.
[٨] -آج،لب:ايشان را.
[٩] -دا،آج،لب:با منازل.