روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٣٩ - ترجمه
قولهم: ...حُجَّتُهُمْ دٰاحِضَةٌ [١]...و اصله من دحضت رجله اذا زلقت.و منه
قوله -عليه السّلام-: (يوم تدحض فيه الأقدام)، يعنى قرعه بر او اوفتاد [٢]و حجّت بر او متوجّه بود. او را برگرفتند تا به دريا اندازند،خداى تعالى به آن حوت وحى كرد كه:
درياب بندۀ مرا يونس را و نگر تا پوست او نخراشى و او را هيچ رنج نرسانى كه او طعمۀ تو نيست،من شكم تو زندان او خواهم كردن [٣]،روزى چند.آنجا كه او را به كنار كشتى بردند ماهى بيامد و دهن باز كرد [٤].گفتند:چون به درياش مىفگنيم شايد كه به دهن ماهى در ننهيم با دگر جانب بردند او را.ماهى بيامد و دهن باز كرد.ازآنجا ببردند تا به چهار گوشه بگردانيدند،هربار [٥]ماهى بيامد و دهن باز كرد.گفتند:همانا روزى اوست،او را بينداختند و ماهى او را فروبرد [٦].
و ذلك قوله: فَالْتَقَمَهُ الْحُوتُ وَ هُوَ مُلِيمٌ ،فروبرد او را ماهى.و الالتقام،افتعال من اللّقمة.و لقمة،فعلة بود به معنى مفعوله.يقال:لقمت الطّعام و التقمته اذ القمته غيرى. وَ هُوَ مُلِيمٌ ،اى مستحقّ للملامة،يقال:الام [٧]الرّجل اذا اتى بما يلام عليه و اذمّ اذا اتى بما يذمّ.مليم،آنكس باشد كه كارى كند كه به آنش ملامت كنند.
فَلَوْ لاٰ أَنَّهُ كٰانَ مِنَ الْمُسَبِّحِينَ ،گفت:اگر نه آنستى كه او از جملۀ - تسبيحكنندگان بودى و تنزيه گويندگان من در حال رخا و خوارى.عبد اللّه عبّاس گفت:
از جملۀ نمازكنندگان.مقاتل گفت:از جملۀ مخلصان و مطيعان.سيعد جبير گفت:
آن خواست كه او گفت آن ساعت،من قوله: ...لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ أَنْتَ سُبْحٰانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظّٰالِمِينَ [٨]،و قول اوّل بهتر است براى لفظ«كان».حسن بصرى [٨٤-پ]گفت:نجات او به عمل صالح [٩]بود كه پيش از آن كرده بود.
لَلَبِثَ فِي بَطْنِهِ إِلىٰ يَوْمِ يُبْعَثُونَ ،در شكم آن ماهى بماندى تا به روز قيامت كه خلقان را حشر كردندى و شكم آن ماهى گور او شدى.
[١] -سورۀ شورى(٤٢)آيۀ ١٦.
[٢] -دا،آج،لب:افتاد.
[٣] -آب:خواهيم كردن،دا،آج،لب:خواهم كرد.
[٤] -آج،لب،افزوده:ازآنجا بگردانيدند.
[٥] -دا:هر بارى.
[٦] -آب:فرود.
[٧] -اساس:لام،به قياس با نسخۀ دا،تصحيح شد.
[٨] -سورۀ انبيا(٢١)آيۀ ٨٧.
[٩] -دا،آج،لب:عملى.