روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٨٤ - ترجمه
وحى مرا اعلام كند.و هو عَلاّٰمُ الْغُيُوبِ ،و او دانندۀ غيبهاست.
قُلْ جٰاءَ الْحَقُّ ،بگو حق آمد،و باطل هيچ نكند نه ابتدا نه اعاده،يعنى باطل نه به اوّل خروجى كند نه به آخر.بعضى مفسّران گفتند:مراد به حق،اسلام است.
بعضى دگر گفتند:مراد،قرآن است.باقر [١]-عليه السّلام-[گفت:] [٢]مراد تيغ است، براى قتال و جهاد.حسن بصرى گفت: وَ مٰا يُبْدِئُ الْبٰاطِلُ مفعول او محذوف است، اى،و ما يبدئ الباطل خيرا لاهله.و باطل براى اهلش هيچ خير ابدا نكند به اوّل و اعادت نكند به آخر،يعنى باطل نه در دنيا به كار آيد نه در آخرت.و گفتند:مراد به باطل هر معبودى است كه بدون خداى آن را پرستند.قتاده گفت:مراد به باطل ابليس است،يعنى ابليس ابدا و اعادت نتواند كردن نه اوّل [٣]به او خلقى [٤]هست نه آخر به او اعادتى [٥].عبد اللّه مسعود گفت:رسول-عليه السّلام-در مكّه رفت و پيرامن كعبه سيصد و شصت بت نهاده بودند و او قضيبى به دست داشت در آن بتان مىزد و مىگفت: وَ قُلْ جٰاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْبٰاطِلُ إِنَّ الْبٰاطِلَ كٰانَ زَهُوقاً [٦].
قُلْ جٰاءَ الْحَقُّ وَ مٰا يُبْدِئُ الْبٰاطِلُ وَ مٰا يُعِيدُ ، قل،آنگه گفت،بگو اين كافران را كه:اگر من گمراهم بر زعم شما،ضلال من بر من است نه بر شما و اگر مهتدىام و راهيافتهام، فَبِمٰا يُوحِي إِلَيَّ رَبِّي ،به آن است كه خداى به من وحى مىكند.و«ما»مصدرى است،اى بوحى ربى. إِنَّهُ سَمِيعٌ قَرِيبٌ ،او خداى است شنوا و نزديك به بندگان به معنى علم هيچ از علم او غايب نيست.
وَ لَوْ تَرىٰ ،آنگه گفت:اگر بينى تو اى محمّد إِذْ فَزِعُوا ،كه ايشان بترسند.
فَلاٰ فَوْتَ ،ايشان را فوت نباشد و از من فايت نشوند و از قبضۀ قدرت من بيرون نشوند.
وَ أُخِذُوا مِنْ مَكٰانٍ قَرِيبٍ ،و ايشان را بگيرند از جايى نزديك به عذاب [٧].قوله:
فلا فوت،اى فلا نجاة لهم،نجاتى [٨]نباشد ايشان را از عذاب دنيا و مراد به مكان
[١] -آج،لب:حضرت امام محمد باقر.
[٢] -اساس و آب ندارد،از دا،افزوده شد.
[٣] -دا:به اول.
[٤] -دا:خلقتى.
[٥] -اساس:عادتى،به قياس با نسخۀ دا،تصحيح شد.
[٦] -سورۀ بنى اسرائيل(١٧)آيۀ ٨١.
[٧] -دا،افزوده:و جواب«لو»محذوف است،اى لترى امرا عظيما هائلا،اگر آن بينى كارى عظيم بينى.
[٨] -دا:نجات.