روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٠٤ - ترجمه
بهشتهاى [١]مقام،در او شونده [٢]حلىّ بپوشند ايشان را در آنجا از دست فرنجها [٣]از زر و مرواريد و جامههاى ايشان در آنجا حرير باشد.
و گويند سپاس خداى را آنكه ببرد از ما اندوه خداوند ما آمرزنده است و شكر پذيرنده [٤].
آنكه فرود آورد ما را به سراى ايستادن از نعمت او نرسد به ما در آنجا رنجى و نرسد به ما در آنجا ماندگيى [٥].
قوله: وَ مٰا يَسْتَوِي الْأَعْمىٰ وَ الْبَصِيرُ ،حقتعالى اين آيت نيز بر مورد مثل فرمود، گفت:راست نباشد نابينا و بينا و نه تاريكى و نه روشنايى و نه سايه و نه گرما.اين الفاظ متناقض برشمرد كه ميان[٤٠-پ]ايشان تنافى است.گفت:اين چيزها با يكديگر راست نباشد.و«حرور»گفتند باد سموم باشد،و گفتند:بادى كه در آفتاب جهد.فرّا گفت:«حرور»به شب و روز باشد،و«سموم»جز به روز نباشد.و گفتند:
مراد به سايه [٦]،بهشت است و به«حرور»دوزخ،و استوا حصول احد الشيئين باشد على مقدار الأخر.
وَ مٰا يَسْتَوِي الْأَحْيٰاءُ وَ لاَ الْأَمْوٰاتُ ،و راست نباشد زندگان و مردگان.گفتند:
كنايت است از مؤمن و كافر.اين مثلى است كه خداى تعالى[بزد] [٧]براى عبادت اصنام و عبادت خداى تعالى.يعنى چنان كه اين چيزها با هم راست نباشد [٨]، خداىپرستان و بتپرستان با هم راست نباشند. إِنَّ اللّٰهَ يُسْمِعُ مَنْ يَشٰاءُ ،گفت:خداى بشنواند آن را كه خواهد. وَ مٰا أَنْتَ بِمُسْمِعٍ مَنْ فِي الْقُبُورِ ،و تو نتوانى شنوانيدن آنان را كه در گورها باشند يعنى مردگان.مثل زد كافران را به مردگان،يعنى چنان
[١] -دا:بستانهاى،آج،لب:بوستانهاى.
[٢] -دا:در شوند در آنجا،آج،لب:درآيند در آن.
[٣] -دا،آج،لب:دست و رنجها.
[٤] -دا:سپاسدار است.
[٥] -آج،لب:هيچ ماندگى.
[٦] -دا:به ظلّ،سايۀ.
[٧] -اساس و آب:ندارد،از دا افزوده شد.
[٨] -دا:نباشد.