روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٦٥ - ترجمه
خداونداند.
مسخّر بكرديم آن را براى ايشان از آن به نشست [١]و از آن مىخوردند.
و ايشان را در آن سودهاست و خورشگاهها [٢]،شكر نمىكنند؟ گرفتند از جز خداى خدايانى تا همانا يارى كنند ايشان را [٣].
نتوانند يارى كردن ايشان، و ايشان اينان را لشكرى باشند حاضر كرده.
دلتنگ نكند [٤]تو را گفتار ايشان كه ما دانيم آنچه پنهان دارند و آنجا [٥]آشكارا كنند.
نمىبيند [٦]آدمى كه ما بيافريديم او را از آب منى كه بينى او را [٧]خصمى است آشكارا [٨]؟ و بزد براى ما مثلى و فراموش كرد آفريدن خود،گفت:كه زنده كند استخوانها و آن پوسيده باشد؟ بگو زنده كند آن را آنكه بيافريد آن اوّلبار،و او به همه آفرينش داناست.
آنكه كرد براى شما از درخت سبز آتش كه بينى [٩]شما از او آتش مىفروزى.
[١] -دا:بر نشستنى آسان است.
[٢] -دا:آب خورشگاهها.
[٣] -دا:تا مگر ايشان را يارى كنند.
[٤] -دا:مكناد،آج،لب:اندوهگين مكناد.
[٥] -دا:آنچه.
[٦] -آب:نمىبينند.
[٧] -دا:همى او.
[٨] -دا:روشن.
[٩] -دا:همى.