روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٥٥ - ترجمه
و«مناص»،مصدر است به منزلت مقام،و در جز اين جاى شايد كه موضع بود.
عبد اللّه عبّاس گفت:كفّار مكّه چون قتال كردندى و كار سخت شدى بر ايشان، گفتند [١]:مناص،يعنى،بگريزى.چون روز بدر عذاب به ايشان [٢]فرود آمد،بر عادت گفتند:مناص،خداى تعالى آيت فرستاد: وَ لاٰتَ حِينَ مَنٰاصٍ .
وَ عَجِبُوا أَنْ جٰاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ ،گفت [٣]:عجب داشتند ازآنكه پيغامبرى ترساننده و اعلامكننده به ايشان آمد هم از ايشان. وَ قٰالَ [٤]الْكٰافِرُونَ ،كافران گفتند:اين جادوى دروغزن است.
أَ جَعَلَ الْآلِهَةَ إِلٰهاً وٰاحِداً ،گفت [٥]:سبب نزول آيت آن بود كه،چون جماعت مشركان يكيك و دودو در اسلام مىآمدند،مشركان مكّه برخاستند و پيش ابو طالب شدند و گفتند:تو سيّد مايى و رئيس مايى و اين پسر برادرت كار بر ما تنگ كرد،خويشان [٦]و اتباع ما را بفريفت.ابو طالب رسول [٧]را حاضر كرد و بر سبيل وساطت ميان ايشان سخنى مىگفت.رسول-عليه السّلام-گفت:از من چه التماس مىكنى؟گفتند:خدايان ما را رها كن و ذكر ايشان به بدى مكن.رسول -عليه السّلام-گفت:بر شما چه زيان است كه مساعدت مىكنى [٨]به يك كلمت كه به آن كلمت عرب و عجم شما را منقاد شوند؟ابو جهل گفت:ما تو را به ده كلمت مساعدت كنيم،اين آسان است [٩].آن[٨٩-پ]كلمت كدام است؟گفت:
آنكه بگويى [١٠]:(لا اله الا الله).چون اين بشنيدند [١١]،برميدند و گفتند: أَ جَعَلَ الْآلِهَةَ إِلٰهاً وٰاحِداً ،خدايان بسيار را يكى مىكنند [١٢]محمّد،اينهمه خلايق را يك خداى كجا كفايت باشد؟ إِنَّ هٰذٰا لَشَيْءٌ عُجٰابٌ ،اين كارى سخت عجب است!و
[١] -دا،آج:گفتندى،لب:و گفتندى.
[٢] -آج،لب:بر ايشان.
[٣] -آج،لب:گفتند.
[٤] -اساس و جميع نسخه بدلها:فقال،با توجّه به ضبط قرآن چاپى تصحيح شد.
[٥] -دا،آج:گفتند.
[٦] -دا،آج،لب:و خويشان.
[٧] -آج،لب:حضرت رسول.
[٨] -دا،آج،لب:من.
[٩] -دا:آسانتر.
[١٠] -آج،لب:گفت:بگوييد كه.
[١١] -دا:شنيدند.
[١٢] -كذا در اساس و آب،دا:مىكند،آج،لب:يكى خداى مىكند.