روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٥٦ - ترجمه
و بدل كرديم ايشان را به دو بستان [١]دو بستان خداوند ميوه اراك [٢]و شورگز و چيزى از سدر اندك.
آن پاداشت داديم ايشان را به آن كفر كه كردند [٣]و پاداشت دهند الّا كفران بكردند آن را [٤]؟ و كرديم ميان ايشان و ميان آن شهرها [٥]كه بركه- كرديم در آن دههاى پيدا و بينداختيم در آنجا رفتن،روى [٦]در او شبها و روزها ايمن [٧].
[٢٢-ر]گفتند:خداى ما!دور كن ميان سفر ما و بيداد كردند [٨]بر خود كرديم ايشان را حديثها عبرت و بپراگنديم ايشان را هر پراگندنى،در اين دلايلى هست هر صبركنندۀ شكر كنندهاى [٩]را.
راست كر[د] بر ايشان ابليس گمانش پى او گرفتند [١٠]مگر گروهى از گرويدگان.
نبود او را بر ايشان هيچ حجّتى مگر تا بدانيم آن را بگرود [١١]به سراى بازپسين ازآنكه او از آن در گمان است،و خداى تو بر همه چيزى نگهبان است.
بگو:بخوانى آنان را كه
[١] -دا:دوبستان ايشان.
[٢] -دا:خمط،آج،لب:با خار.
[٣] -دا:بدانچه كافر شدند.
[٤] -دا:و هيچ پاداشت دهند مگر كفرانكننده را؟
[٥] -دا:ديهها.
[٦] -دا:و گفتيم بروى.
[٧] -دا:امن.
[٨] -دا:ظلم كردند.
[٩] -دا:سپاسدارنده.
[١٠] -دا:پسروى كرد او را.
[١١] -دا:تا بدانيم كه كى بگرود.