روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٤٠
آنگه خود را وصف كرد به آنكه او آمرزنده و بخشاينده است. [١]اين جمله دليل است بر صحّت رجا و بطلان قول اصحاب وعيد.
وَ أَنِيبُوا إِلىٰ رَبِّكُمْ ،با خداى گريزى و رجوع با او كنى. وَ أَسْلِمُوا لَهُ ،و تن در فرمان او دهى، مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَكُمُ الْعَذٰابُ ثُمَّ لاٰ تُنْصَرُونَ ،پيش ازآنكه عذاب به شما آيد و آنگه شما را نصرت نكنند و يارى ندهند.
جابر عبد اللّه انصارى روايت كرد كه،رسول-عليه السّلام-گفت:از سعادت مرد،آن بود كه عمرش دراز بود و از دنيا بر توبه و انابت [٢]برود.
وَ اتَّبِعُوا أَحْسَنَ مٰا أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ ،گفت:متابعت كنى نكوترين آنچه فرود آوردند به شما از خدايتان.اگر گويند [٣]:چگونه گفت نيكوترين؟و قرآن همه نيكوست،در او هيچ نيست كه نه نيكوست،گوييم:مفسّران چنين تفسير دادند كه:
متابعت كنى اوامر و نواهى قرآن را،به اوامر مؤتمر شوى و از نواهى منزجر شوى تا كار كرده باشى بر او على احسن ما اريد منكم.حسن بصرى گفت:احسن براى [١١٩-پ]آن گفت كه،قرآن مشتمل است بر سه چيز:بر ذكر قبايح و ذكر ادون و ذكر احسن.
ذكر«قبايح»براى آن كرد تا اجتناب كنند،و ذكر«ادون»براى آن كرد تا [٤]در او رغبت نكنند و ذكر«احسن»،براى آن كرد تا از آن تعدّى نكنند،و اين تأويلى قوى [٥]است.
سدّى گفت:به«احسن»،مأمورات خواست كه امر خداى تعالى جز به حسن تعلّق ندارد.ابن زيد گفت:مراد آن است كه دست در محكمات زنى،آن را كار بندى و متشابهات با راسخان علم گذارى و [٦]تأويلش ايشان دانند.
بعضى دگر گفتند:مراد به احسن،واجبات و مندوبات است دون مباحات و قبايح كه امر،به آن دو تعلّق دارد،و اين معنى قول حسن و سدّى است.گروهى دگر گفتند:مراد آن است كه متابعت ناسخ كنى دون منسوخ،
[١] -دا:غفور است و رحيم است.
[٢] -دا:انابه.
[٣] -آج،لب:گويد.
[٤] -آج،لب:كه.
[٥] -دا،آج،لب:قريب.
[٦] -دا:كه.