روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٩٩ - ترجمه
و مضمحل باشد [١].
وَ اللّٰهُ خَلَقَكُمْ مِنْ تُرٰابٍ ،خداى شما را بيافريد از خاك، ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ،آنگه آب منى، ثُمَّ جَعَلَكُمْ أَزْوٰاجاً ،آنگه شما را جفت كرد، وَ مٰا تَحْمِلُ مِنْ أُنْثىٰ وَ لاٰ تَضَعُ إِلاّٰ بِعِلْمِهِ ،و هيچ ماده بار بر نگيرد و بننهد جز به علم او،و هيچ دراز عمر را عمر دراز نكنند و نه نيز عمر بكاهانند [٢]و الّا در نوشتهاى باشد،يعنى در لوح محفوظ.سعيد جبير گفت:در اوّل اين نوشته [٣]بنويسند كه عمر او چند است [٤]،آنگه هرگه [٥]روزى بگذرد در زير آن نويسند كه روزى گذشت و ماهى گذشت و سالى گذشت.و رسول -عليه السّلام-گفت:
فرغ من اربع من الخلق و الخلق و الاجل و الرّزق. و
قال -عليه السّلام-: فرغ اللّه الى كلّ عبد[من] [٦]خمس من عمله و اجله و اثره و مضجعه و رزقه لا يتعدّاهنّ عبد. إِنَّ ذٰلِكَ عَلَى اللّٰهِ يَسِيرٌ ،اين بر خداى آسان است.
وَ مٰا يَسْتَوِي الْبَحْرٰانِ ،حقتعالى اين آيت مورد مثل [٧]فرمود،گفت:راست نباشند [٨]دو دريا. هٰذٰا عَذْبٌ فُرٰاتٌ ،اين باشد خوشگوارنده و آن ديگر شورى سخت شور.عبد اللّه عبّاس و ضحّاك گفتند:«اجاج»تلخ باشد و اشتقاقه من اجّج النّار،پندارى به تلخى دهان خورنده بسوزد، وَ مِنْ كُلٍّ ،و شما از هر دو دريا گوشت تازه مىخورى.يعنى،گوشت ماهى[٣٨-پ] وَ تَسْتَخْرِجُونَ [منه] [٩]حِلْيَةً تَلْبَسُونَهٰا ، و از او به در مىآورى حليتى كه درپوشى.منه،يعنى از«ملح» [١٠]دون العذب،يعنى لؤلؤ و مرجان. وَ تَرَى الْفُلْكَ فِيهِ مَوٰاخِرَ ،اى،جوارى و كشتيها بينى كه در او
[١] -دا،افزوده:قال الزّبعرى،شعر: يا رسول المليك انّ لسانى راتق ما فتقت اذ أنا بور آج،لب:قال ابن الزبعرى،شعر: يا رسول المليك انّ لسانى
[٢] -آج،لب:عمر او بكاهاند.
[٣] -دا:نبشته.
[٤] -دا،آج،لب:چندين است.
[٥] -دا:هرگه كه.
[٦] -اساس:ندارد،از دا،افزوده شد.
[٧] -آج،لب:بر مورد شك.
[٨] -دا،آج،لب:نباشد.
[٩] -اين كلمه در متن قرآن مجيد نيست،اما اساس و كليۀ نسخه بدلها آوردهاند،كه به ضرورت ذكر همين كلمه در جملۀ بعد حذف آن روا دانسته نشد.
[١٠] -دا،آج،لب:من الملح.