روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٢٤ - ترجمه
خواهد براى آنكه اداى طاعات و تمسّك به دين حق ادا كند به ره [١]بهشت و ثواب.
وَ تَرَكْنٰا عَلَيْهِمٰا فِي الْآخِرِينَ [٧٩-پ]،و نام نيكو و ثناى [٢]پاكيزه بر ايشان رها كرديم در بازپسينان،تا آثار و قصّۀ ايشان مىخوانند و به آن اقتدا مىكنند [٣]و بر ايشان ثنا مىگويند.
آنگه گفت:سلام بر موسى و هارون [٤]باد و ما جزاى [٥]نيكوكاران چنين كنيم،و ايشان هر دو [٦]از جملۀ بندگان مؤمن بودند ما را.
قوله: وَ إِنَّ إِلْيٰاسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ ،آنگه در قصّۀ الياس گرفت،گفت:الياس از جملۀ پيغامبران است.عبد اللّه مسعود و عكرمه گفتند:الياس ادريس است و اسرايل يعقوب.و در مصحف عبد اللّه مسعود چنين است:و انّ ادريس لمن المرسلين.
و باقى مفسّران برخلاف اينند [٧].گفتند:الياس پيغامبرى بود از بنى اسرايل.عبد اللّه عبّاس گفت:او پسر عمّ اليسع بود.و گفتند:هو الياس بن ياسين بن العيزار [٨]بن هارون بن عمران.محمّد بن اسحاق گفت:هو الياس بن بستى [٩]بن فنحاص بن العيزار- ابن هارون بن عمران.اهل سير گفتند،محمّد بن اسحاق بن يسار و جز او كه:چون حزقيل از دنيا برفت بنى اسرايل پس از او احداث كردند و عهدهاى خداى بشكافتند و تورات بازپس پشت انداختند و اوامر خداى فراموش كردند و روى به بت پرستيدن [١٠]نهادند و خداى تعالى پيغامبران را فرستاد از بنى اسرايل به تجديد تورات فرستادى نه به شرعى نو.
و در اين عهد پادشاهى بود نام او اجب [١١]،بتپرست بود و بتى داشت نام او بعل، بالاى او بيست گز و او را چهار روى بود و مجوّف بود.اوقاتى شيطان بيامدى و در ميان آن [١٢]شدى و چيزى گفتى كه ايشان را تحريص كردى بر عبادت اصنام.
[١] -لب:بر او.
[٢] -آب،افزوده:جميل.
[٣] -آج،لب:و اقتدا مىكنند.
[٤] -اساس،آب،دا:هارون.
[٥] -آج،لب:ماجراى.
[٦] -دا،آج،لب،افزوده:هم موسى و هم هارون.
[٧] -اساس و آب:اين انند.
[٨] -لب:عنيدار.
[٩] -دا:يس.
[١٠] -لب:بتپرستان.
[١١] -آج،لب:آجب.
[١٢] -دا:در شكم او.