روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٤١ - ترجمه
بجهانيد تا هر وقتى [١]بيامدى و او را شير دادى [٢].
وَ أَرْسَلْنٰاهُ إِلىٰ مِائَةِ أَلْفٍ أَوْ يَزِيدُونَ ،گفت:او را بفرستاديم او را [٣]به صدهزار مرد.روا بود كه اين پيش از حبس بوده باشد.و اگر بر اين حمل كنند،تقدير برآن باشد [٤]:و قد ارسلناه.
عبد اللّه عبّاس گفت:او را پس از حبس به رسالت فرستاد به اهل نينوى و ايشان بالاى صدهزار مرد بودند،فذلك قوله: وَ أَرْسَلْنٰاهُ إِلىٰ مِائَةِ أَلْفٍ أَوْ يَزِيدُونَ ،يا ز[يا] [٥]دت صدهزار.
عبد اللّه عبّاس گفت:«او»،به معنى واو است،چنان كه شاعر گفت:
فلمّا اشتدّا من [٦]الحرب فينا
تأمّلنا رياحا [٧]او رزاما
مقاتل گفت:بل يزيدون،«او»به معنى«بل»است.و بعضى دگر گفتند:
براى ابهام [٨]بر مخاطب گفت،چنان كه يكى از ما گويد:اكلت اليوم زبدا او تمرا.و اين نه براى آن گويد كه شاكّ باشد در آنچه خورده باشد.اين هر سه وجه محتمل است تا«او»،به معنى شك نباشد.آنگه در زيادت بر صدهزار خلاف كردند[٨٥-ر]:
عبد اللّه عبّاس و مقاتل گفتند:بيست هزار بودند.[حسن و ربيع گفتند:سىهزار بودند.مقاتل حيّان گفت:هفتاد هزار بودند] [٩].
فَآمَنُوا ،ايمان آوردند عند آنكه آثار و علامات عذاب ديدند در حالى كه به حدّ الجا نبودند،چه اگر به حدّ الجا بودندى [١٠]،ايمانشان را موقعى [١١]نبودى و واقع نبودى بر وجهى كه به آن مستحقّ ثواب بودندى. فَمَتَّعْنٰاهُمْ إِلىٰ حِينٍ ،ايشان را برخوردى [١٢]-
[١] -دا:هروقت.
[٢] -دا،آج،لب،افزوده:قال اميّة بن الصّلت فى هذا المعنى،شعر: فانبت يقطينا عليه برحمة من اللّه لو لا اللّه القى ضاحيا
[٣] -دا،آج،لب:ندارد.
[٤] -دا:بود كه،آج،لب:باشد كه.
[٥] -آج،لب:زياده.
[٦] -دا:اشتدّ امر،آج،لب:اشتدّ امرا.
[٧] -اساس:رباحا،به قياس با نسخۀ آب،تصحيح شد.
[٨] -آج،لب:ايهام.
[٩] -اساس و آب،افتادگى دارد،از دا،افزوده شد.
[١٠] -آب:بودند.
[١١] -آج،لب:موقع.
[١٢] -دا،آج،لب:برخوردارى.