روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٤٤ - ترجمه
ايشان را براى آن جن خواند [١]كه از چشم ما پوشيدهاند چون ديوان.و بر اين قول نسبت اين است كه گفتند:الملائكة بنات اللّه.
آنگه گفت: وَ لَقَدْ عَلِمَتِ الْجِنَّةُ إِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ .مجاهد گفت:معنى آن است كه جنّيان دانند كه ايشان را به حسابگاه [٢]حاضر خواهند كردن.سدّى گفت:معنى آن است كه جنّيان دانند كه قائلان اين مقالت به عذاب دوزخ حاضر خواهند بودن [٣].
آنگه حقتعالى خويشتن را از اين تنزيه كرد،گفت: سُبْحٰانَ اللّٰهِ عَمّٰا يَصِفُونَ ،منزّه است او از اين اوصاف كه ايشان مىگويند.
آنگه استثنا كرد از اين [٤]آنان را كه اين نگفتند [٥]، إِلاّٰ عِبٰادَ اللّٰهِ الْمُخْلَصِينَ ، الّا بندگانى خداى را مخلص.
آنگه گفت: فَإِنَّكُمْ وَ مٰا تَعْبُدُونَ ،شما كه مشركانى و معبودان شما كه بتان و اصناماند.
مٰا أَنْتُمْ عَلَيْهِ بِفٰاتِنِينَ ،شما همه به يك جاى اينان را به فتنه و كفر و ضلال نبرى و مفتون و مغرور نكنى الّا آنكس را كه اهل دوزخ باشد،يعنى الّا شقيّى دوزخيى كه اختيار دوزخ كرده باشد بر بهشت.در سابق علم ما رفته باشد كه او اهل دوزخ باشد و ملازم عذاب دوزخ خواهد بودن،به غرور شما مغرور نشود و به فتنۀ[شما مفتون] [٦]و به اضلال شما ضالّ.و فتنته [٧]و افتنته،هر دو لغت است.اوّل لغت حجاز است،دوم لغت نجد.
وَ مٰا مِنّٰا إِلاّٰ لَهُ مَقٰامٌ مَعْلُومٌ ،آنگه گفت بگو اى جبريل محمّد را تا اين كافران را بگويد كه:هيچ فريشتهاى نيست از جملۀ فريشتگان و الّا او را مقامى [٨]هست و جايى و پايهاى و منزلتى كه ازآنجا تعدّى[٨٦-ر]نيارد كردن.و آنكه چنين باشد،بندهاى باشد مقرّب مربوب واقف عند حدّ خود،او نه [٩]خداى باشد و نه دختر و
[١] -آج،لب:خوانند.
[٢] -اساس:حساب گناه،به قياس با نسخۀ دا،تصحيح شد.
[٣] -آج،لب:آمدن.
[٤] -دا،آج،لب:اينان.
[٥] -لب:بگفتند.
[٦] -از دا،افزوده شد.
[٧] -آج،لب:فتنه.
[٨] -دا،آج،لب،افزوده:معلوم.
[٩] -آج،لب:و نه.