روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٥٩ - ترجمه
كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَ عٰادٌ وَ فِرْعَوْنُ ذُو الْأَوْتٰادِ ،نه اوّل قوم كه پيغامبر خود را دروغ داشتند قوم تو بودند،بل پيش ايشان قوم نوح نوح را،و عاد هود را،و فرعون موسى را دروغ داشتند[٩٠-پ]و باور نداشتند،و قوله: ذُو الْأَوْتٰادِ ،عبد اللّه عبّاس گفت:يعنى خداوند بناى محكم،گفت عرب گويند:فلان فى ملك ثابت الأوتاد،اى،ثابت الاساس و القواعد،و قال [١]:
[في] [٢]ظلّ ملك ثابت الأوتاد.و اصل كلمه ازآنجا بود كه خانههاى عرب خيمه باشد،و خيمه به اوتاد و ميخها بماند و بر پاى باشد.ضحّاك گفت:ذو القوّة و البطش، خداوند قوّت و بطش [٣].كلبى و مقاتل گفتند:او مردمان را عذاب به چهار ميخ كردى،دو ميخ بر دستهاى ايشان كوفتى و دو ميخ بر پايها و رها كردى تا بمردى [٤].و گفتند:دستها و پايهاى ايشان به ميخ در ستونها دوختى و ايشان را معلّق در هوا رها كردى تا بمردن [٥].قتاده و عطا گفتند:او را ملاعبى و بازيگاهى بود كه در آنجا انواعى بازى كردندى به ميخها كوفته و رسنها بسته كه قوم پيش او بازى كردندى و او نظاره كردى.
وَ ثَمُودُ وَ قَوْمُ لُوطٍ وَ أَصْحٰابُ الْأَيْكَةِ ،و قوم صالح و قوم لوط و قوم بيشه [٦]كه قوم شعيب بودند-و قصّه ايشان رفته است. أُولٰئِكَ الْأَحْزٰابُ ،ايناناند جماعات لشكرها.
إِنْ كُلٌّ ،اى ما كلّ،نيستند اين جمله الّا مكذّبان رسولان.و ردّ ضمير با لفظ كرد براى آنكه موحّد گفت: كَذَّبَ [٧]،و لم يقل:كذّبوا. فَحَقَّ عِقٰابِ ،اى وجب عليهم عقابى،عقاب من بر ايشان واجب شد ازآنجا كه گفته بودم،لا من جهة العقل.
وَ مٰا يَنْظُرُ هٰؤُلاٰءِ ،گفت:انتظار نمىكنند اين كافران،و«نظر»،به معنى انتظار است. إِلاّٰ صَيْحَةً وٰاحِدَةً ،مگر يك آواز،يعنى صيحت نفخ صور،و اين [٨]
[١] -دا،افزوده:شعر.
[٢] -اساس:ندارد،از دا،افزوده شد.
[٣] -دا،آج،لب:قوّت و عقوبت.
[٤] -دا:بمردندى.
[٥] -دا:بمردند،آج،لب:بمردى.
[٦] -آج،لب:بنيه.
[٧] -آج،لب:كذّبت.
[٨] -دا:و بر اين.