روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١١٣ - ترجمه
اللّه يعلم انّى لست اذكره
و كيف اذكره من لست انساه
و گفتند:ظالم آن است كه مشغول است از ذكر،و مقتصد آن است كه مشغول است به ذكر،و سابق آن است كه مشغول است به او از هرچه جز اوست.اسامة بن زيد روايت كند از رسول-صلّى اللّه عليه و آله و سلّم-كه او گفت،در وقتى كه او را پرسيدند از اين آيت،گفت:اهل بهشتاند [١]].
عمر خطّاب [٢]گفت:رسول را-عليه السّلام-از اين پرسيدند،گفت:سابق ما سابق است و مقتصد ما ناجى و ظالم ما مغفور له.
و اصحاب ما گفتند:آيت خاصّ است به اهل البيت و استدلال كردند به آيت در باب امامت از چند وجه:
يكى آنكه گفت: ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتٰابَ ،ما كتاب به ميراث داديم،و ميراث امّا به نسب باشد يا به سبب.و نسب از سبب قوىتر باشد و به هريكى از آن استحقاق ميراث بود.پس آنجا اولىتر كه حكم كنند كه همنسب باشد و هم سبب.و اميرالمؤمنين على-عليه السّلام [٣]-در اين معنى هم ذو طرفين بود و هم ذو شرفين،هر دو طرف داشت لا جرم هر دو شرف يافت.از نسب پيوندش به پدر و از سبب پيوند با دختر.چون كتاب در اصل به رسول دادند پس از او به ميراث جز به مستحقّان نرسد.
اگر كسى دعوى مىكند،گوى اوّل [٤]:صحّح [٥]النسب اوّلا،ثمّ اطلب الميراث [٦].
عجب آنكه تو ايشان را خواستى تا از ميراثى كه در شرع و عرف هست و ايشان راست استدلال به حديثى كه:
نحن معاشر الأنبياء لا نورّث، و اين حديث مخالف ظاهر كتاب است فى قوله: وَ وَرِثَ سُلَيْمٰانُ دٰاوُدَ... [٧]،و فى قوله: يَرِثُنِي وَ يَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ... [٨]،خداى تعالى گفت:من آنچه در جهان به ميراث به كس نرسد،به
[١] -اساس و آب تا اين جا افتادگى دارد،از دا افزوده شد.
[٢] -دا،افزوده:رضى اللّه عنه.
[٣] -آج،لب:حضرت اميرالمؤمنين على-صلوات اللّه و سلامه عليه.
[٤] -آج،لب:كه اوّل او را.
[٥] -لب:صحيح.
[٦] -دا،آج،لب،افزوده:اوّل نسب درست كن آنگه طلب ميراث كن.
[٧] -سورۀ نمل(٢٧)آيۀ ١٦.
[٨] -سورۀ مريم(١٩)آيۀ ٦.