روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٥٣
و گرد اور درآيند چنان كه خويشان مشفق كنند با كسى كه از سفر درآيد،و او را گويند:بشارت باد تو را كه خداى تعالى اين براى تو ببجارده است،آنگه يكى از اين غلامان بدود و زنان او را و حور العين را خبر دهد،ايشان به استقبال آيند تا به آستانۀ در سراى.گويند:تو فلانى بن فلانى آمدهاى؟او [١]به منزل خود رسد،فاذا:
سُرُرٍ مَوْضُونَةٍ [٢] او سريرها بينداز زر و سيم بافته، وَ أَكْوٰابٌ مَوْضُوعَةٌ [٣]،و كوزهها نهاده وَ نَمٰارِقُ مَصْفُوفَةٌ [٤]،و بالشها به صف در نهاده، وَ زَرٰابِيُّ مَبْثُوثَةٌ ، [٥]و نهاليها آگنده او را،در اساس آن بنيان كه نگرد به انواع جواهر كرده باشند از:ياقوت سرخ و لؤلؤ سفيد و زمرّد سبز.آنگه تكيه زند بر سريرى از سريرهاى خود و به سقف آن سراى در نگرد.اگر نه آنستى كه خداى تعالى حكم كرده است كه كسى را در بهشت آفتى نرسد،و الّا او را عقل بر جاى نماندى ازآنكه چشمش خيره بماند،گويد: ...اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِي هَدٰانٰا لِهٰذٰا وَ مٰا كُنّٰا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لاٰ أَنْ هَدٰانَا اللّٰهُ [٦]...فرشتگان گويند ايشان را: ...تِلْكَ الْجَنَّةُ الَّتِي أُورِثْتُمُوهٰا بِمٰا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ [٧].
وَ قٰالُوا الْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِي صَدَقَنٰا وَعْدَهُ ،گويند:سپاس گو خداى را كه وعدۀ خود كه ما را داد راست كرد، وَ أَوْرَثَنَا الْأَرْضَ ،و زمين بهشت به ميراث به ما داد، نَتَبَوَّأُ مِنَ الْجَنَّةِ حَيْثُ نَشٰاءُ ،ما آنجا كه خواهيم فرود آييم از بهشت. فَنِعْمَ أَجْرُ الْعٰامِلِينَ ،در كلام اضمارى هست،من الجنّة او اجرنا،نيك مزد كاركنان است بهشت،نيك مزدى است مزد ما.
وَ تَرَى الْمَلاٰئِكَةَ حَافِّينَ مِنْ حَوْلِ الْعَرْشِ ،آنگه خطاب كرد با رسول،گفت:
تو بينى فرشتگان را گردبرگرد عرش در آمده.يقال:حفّ به و احدق به و احاط به.
«من»زياده است و التّقدير:حول العرش.و گفتند:ابتداى غايت است. يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ ،تسبيح مىكنند به حمد و شكر خداى بر سبيل لذّت،نه بر سبيل عبادت كه اين روز تكليف نباشد. وَ قُضِيَ بَيْنَهُمْ بِالْحَقِّ ،و حكم كنند ميان اهل
[١] -لب:واو.
[٢] -سورۀ واقعه(٥٦)آيۀ ١٥.
[٣] -سورۀ غاشيه(٨٨)آيۀ ١٤.
[٤] -سورۀ غاشيه(٨٨)آيۀ ١٥.
[٥] -سورۀ غاشيه(٨٨)آيۀ ١٦.
[٦] -سورۀ اعراف(٧)آيۀ ٤٣.
[٧] -سورۀ زخرف(٤٣)آيۀ ٧٢.