روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٣٢
مشرك شوى [١]باطل شود عملت و باشى از زيانكاران.
بل خداى را پرست و باش از جملۀ شكركنندگان [٢].
و تعظيم نكردند خداى را حقّ عظمت او،و زمين جمله در قبضۀ قدرت او باشد روز قيامت و آسمانها پيخته [٣]به دست راست او،منزّه است او و بزرگوار از آنچه با او انباز گيرند.
و دردمند در صور،بميرد [٤]هركه در آسمانهاست و هركه در زمين است الّا آنكه خواهد خداى.پس دردمند در او دگرباره كه بينى ايشان را ايستاده باشند مىنگرند.
روشن شود زمين به نور خداى و بنهند نامه و بيارند پيغامبران را و شهيدان [٥]را و حكم كنند ميان ايشان به حق [٦]و بر ايشان ستم نكنند [٧].
تمام بدهند هر نفسى [٨]را آنچه كرده باشد و او داناتر است به آنچه مىكنند.
و برانند آنان را كه كافر باشند به دوزخ گروه گروه تا چون آيند به آنجا بگشايند درهاى آن و گويند ايشان را خازنان:نيامدند به شما پيغامبران از شما،مىخواندند بر شما آيتهاى
[١] -دا:انباز آرى.
[٢] -دا:شكر گويندگان.
[٣] -دا:در نور ديده بود.
[٤] -دا:از هوش شود.
[٥] -دا:گواهان.
[٦] -دا:به راستى.
[٧] -دا:ظلمى.
[٨] -دا:تنى.