روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٣٦
نشدند،اينان مسلم نشوند. وَ مٰا هُمْ بِمُعْجِزِينَ ،و اينان و ايشان مرا عاجز نتوانند كردن و از من فوت نشوند [١].
أَ وَ لَمْ يَعْلَمُوا ،گفت:نمىدانند كه آنچه ايشان بر علم خود حمل مىكنند، روزى است از خداى تعالى،و خداى روزى بگسترد بر آنكه خواهد و تنگ كند بر آنكه خواهد.و القدر و القتر،التّضييق فى المعيشة[١١٨-ر]. إِنَّ فِي ذٰلِكَ لَآيٰاتٍ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ ،گفت:در اين كه رفت،آياتى و علاماتى و ادلّهاى هست گروهى را كه ايمان آرند.
قُلْ يٰا عِبٰادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلىٰ أَنْفُسِهِمْ -الآية،خلاف كردند در آنكه مراد به آيه [٢]كيست:
روايت كردند از عبد اللّه عبّاس كه او گفت:آيت در مشركان مكّه آمد و سبب نزولش اين [٣]بود كه گفتند:محمّد دعوى مىكند كه هركه شرك آرد به خداى و خون ناحق ريزد،خداى او را نيامرزد،و ما [٤]هر دو كردهايم،پس او چرا ما را دعوت مىكند؟كه ما اين هر دو كردهايم و خداى ما را نيامرزد،خداى تعالى اين آيت فرستاد.بر اين قول آيت مشروط باشد به توبه،و امّا اين آيت مقدّم باشد [٥]على قوله تعالى: إِنَّ اللّٰهَ لاٰ يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ مٰا دُونَ ذٰلِكَ لِمَنْ يَشٰاءُ [٦]...و مغفرت كفّار بر حكم عقل مانده باشد.
قتاده گفت:آيت در حقّ جماعتى آمد كه گناهان عظيم كرده بودند در جاهليّت،چون به اسلام در آمدند،ترسيدند كه خداى ايشان را نيامرزد.آن گناه [٧]، خداى تعالى [٨]آيت فرستاد.
عبد اللّه عمر گفت:آيت در عيّاش بن ابى ربيعه آمد و الوليد بن الوليد و جماعتى [٩]مسلمانان كه اسلام آورده بودند،اهل مكّه ايشان را عذاب كردند،ايشان
[١] -آج،لب:نشود.
[٢] -آج،لب:آيت.
[٣] -دا:آن.
[٤] -دا:ما اين.
[٥] -دا،آج،لب،افزوده:در نزول.
[٦] -سورۀ نساء(٤)آيات ٤٨ و ١١٦.
[٧] -دا،آج،لب:گناهان.
[٨] -آج،لب،افزوده:اين.
[٩] -دا،افزوده:از.