روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٣٧
برگشتند و اسلام رها كردند،ما گفتيم:خداى [١]ايشان را نيامرزد،اين آيت فرود آمد و رسول فرمود تا به ايشان نوشتند [٢]،ايشان بيامدند،و هجرت كردند و اسلام آوردند.و اقوالى ديگر گفتند متقارب به يكديگر و نزديك به هم.و اولىتر آن است كه حمل آيت بر عموم كنند تا جمله داخل باشند در او.
حقتعالى گفت،بگو يا محمّد بندگان مرا كه اسراف كرده باشند و در ارتكاب كباير از حدّ خود در گذشته باشند كه:اى بندگانى كه [٣]اسراف كردهاى در ظلم بر خود،از رحمت خداى نوميد مباشى كه خداى تعالى گناهان همه [٤]بيامرزد،كه آمرزنده و بخشاينده است.
ابو عمرو خواند و اعمش و يحيى و عيسى:لا تقنطوا:به كسر«نون»،و باقى قرّا:به فتح«نون»و هما لغتان،يقال:قنط يقنط و قنط يقنط قنوطا.
ابو الكنود گفت:عبد اللّه مسعود در مسجدى رفت،قاضىاى تذكير مىگفت و وعيد [٥]سخت و وصف دوزخ و اغلال مىكرد.او بيامد و بانگ بر او زد و گفت:
چرا مردم را از رحمت خداى نوميد مىكنى؟و اين آيت بخواند: قُلْ يٰا عِبٰادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلىٰ أَنْفُسِهِمْ -الآية.
زيد اسلم گفت:مردى بود در امم گذشته در عبادت اجتهاد كردى،جز كه مردم را از رحمت خداى نوميد كردى.چون با پيش خداى شد [٦]،گفت:بار خدايا مرا نزديك [٧]تو چيست؟گفت:دوزخ.گفت:پس عبادت من كجا رفت؟گفت:تو بندگان مرا از من نوميد كردى،من امروز تو را از رحمت خود نوميد كردم.
اسما بنت[١١٨-پ]زيد گفت:شنيدم از رسول-عليه السّلام-كه اين آيت مىخواند كه: إِنَّ اللّٰهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً ،و لا يبالى.و در مصحف عبد اللّه مسعود هست: إِنَّ اللّٰهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً ،لمن يشاء.
ابو الجوزا گفت:صحبت كردم [٨]با بسيارى عالمان و با صحابۀ رسول،هرگز
[١] -دا،آج،لب،افزوده:تعالى.
[٢] -دا:نبشتند.
[٣] -اساس و آب:ندارد،از دا،افزوده شد.
[٤] -دا:همه را.
[٥] -دا،آج،لب:وعيدى.
[٦] -آج،لب:رفت.
[٧] -دا،آج،لب:به نزديك.
[٨] -دا:داشتم.