روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٨٤ - ترجمه
ايشان باشند در دين و اعتقاد.مقاتل گفت:يعنى قرينان ايشان از ديوان،آنگه هر كافرى را بيارند و با ديوى به سلسله ببندند.قتاده و كلبى گفتند:هركه مانند عمل ايشان كند. [١]شارب خمر با شارب خمر بود،و زانى با زانى،و لايط با لايط.حسن بصرى گفت:مراد به ازواج زنان مشركاناند. وَ مٰا كٰانُوا يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ ، و آنچه ايشان بدون خداى پرستيدندى از اصنام و اوثان. فَاهْدُوهُمْ إِلىٰ صِرٰاطِ الْجَحِيمِ ،و ره نمايى اينان را به ره دوزخ.ابن كيسان گفت:قدّموهم،پيش داريد [٢]ايشان را.و«سايق»را هادى خوانند و از اين جا«مقدّمة العنق»را هادى خوانند.قال امرؤ القيس: [٣]
كانّ دماء الهاديات بنحره [٤]
عصارة حنّاء بشيب مرجّل
يعنى مقدّمات [٥]الوحش.
وَ قِفُوهُمْ ،بداريد [٦]ايشان را،«وقف»هم لازم است و هم متعدى.يقال:وقفت الرّجل و وقف هو،جز كه مصدر لازم«وقوف»باشد و مصدر متعدّى«وقف»و منه وقف المساكين.و مثله:الرّجوع و الرّجع و لغت بعضى عرب هست كه:اوقفته.كسائى گفت:شنيدم از بعضى عرب[٦٧-پ]كه مىگفت:ما اوقفك هاهنا،و انشد [٧]:
ترى النّاس ما سرنا يسيرون خلفنا
و ان نحن اومأنا الى النّاس اوقفوا
إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ
،كه اينان را بخواهند پرسيدن از آنچه كردهاند و گفتهاند،و حساب خواهند كردن اينان را.و رسول-عليه السّلام-گفت:فردا [٨]قيامت رها نكنند هيچكس را كه قدم از قدم بردارد تا او را از پنج [٩]بنپرسند [١٠]:
عن شبابه فيما ابلاه، و عن عمره فيما افناه،و عن ماله من اين اكتسبه و اين وضعه،و ما ذا عمل فيما علم. و فى خبر آخر: و عن ولايتنا اهل البيت.
آنگه بر طريق تهكّم و سخريّت گفت:گويند اين كافران را روز قيامت
[١] -دا:كنند.
[٢] -دا:دارند.
[٣] -دا،آج،لب،افزوده:شعر.
[٤] -دا:بنحرها،آج،لب:بنحوه.
[٥] -دا:متقدّمات.
[٦] -اساس:بدارند،به قياس با نسخۀ دا،تصحيح شد.
[٧] -دا،آج،لب،افزوده:شعر.
[٨] -آج،لب:فرداى.
[٩] -دا،آج،لب،افزوده:چيز.
[١٠] -آج،لب:نپرسند.