پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢١ - ايمان به معاد و حقبينى
ايمان به چنين دادگاهى انسان را وادار مىكند كه واقعيت اعمال خود را آنگونه كه هست بررسى كند.
امّا جدايى از اين اعتقاد، و احساس آزادى در دگرگون ساختن مفاهيم نيك و بد، سبب مىشود كه انسان خودخواه و خودكامه براى فريب وجدان خويش و ديگران دست به توجيهگرى بزند، هوى و هوسهاى سركش خود را رنگ صلاح و تقوا بخشد، و زشتىها را در لباس زيبايى جلوه دهد، و به دنبال آن حيرت و سرگردانى است (آنچنانكه از فاء تفريع كه دليل بر سببيت است استفاده مىشود) و اين يكى از خطرناكترين پيامدهاى انكار آن دادگاه عظيم الهى است.
قابل توجه اينكه در اينجا تزيين اعمال به خدا نسبت داده شده، در حالى كه در آيات ديگرى از قرآن مجيد (در هشت مورد) تزيين كننده شيطان و هواى نفس شمرده شده، و در آيات متعدد ديگرى (در ده مورد) به صورت فعل مجهول «زُيِّنَ» (تزيين داده شده) آمده است و اگر درست بينديشيم همه بيانگر يك واقعيت است:
اگر به خدا نسبت داده شده به خاطر اين است كه او مسبب الاسباب است، و هر موجودى هر اثرى دارد سرانجام به خدا منتهى مىگردد، يا به تعبير ديگر خداوند اين تأثير را در انكار روز قيامت يا تكرار اعمال سوء قرار داده كه اينگونه اعمال در نظر انسان زيبا جلوه مىكند، و حس تشخيص نيك و بد از او گرفته خواهد شد.
و اگر به هواى نفس يا شيطان نسبت داده شده به خاطر آن است كه علت نزديك و بدون واسطه در تزيين اعمال زشت همينهاست.
و اگر در مواردى به صورت فعل مجهول آمده اشاره به اين است كه طبيعت انكار قيامت يا تكرار اعمال سوء چنين اقتضا مىكند كه نخست انسان به آنها خو مىگيرد، سپس به آنها عشق مىورزد و در نظرش زيبا جلوه مىكند.
بديهى است نتيجه اين تزيين اعمال سرگردانى مستمر و حيرت دائم در وادى ضلالت و گمراهى است، زيرا تا انسان تشخيص زشتى كارى را ندهد از آن جدا نخواهد گشت.
از آنچه در بالا گفته شد روشن مىشود اينكه بعضى گفتهاند منظور اين است كه خدا اعمال خوب آنها را در نظر آنها چنان زينت مىدهد كه مغرور مىشوند و به دنبال اين غرور سرگردان خواهند شد، تفسير مناسبى به نظر مىرسد گويا چون نتوانستهاند ارتباط تزيين اعمال سوء را به خدا حل كنند دست به چنين تفسير خلاف ظاهرى زدهاند.