پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٩ - انكار معاد سبب انواع آلودگىهاست
در دهمين آيه همين مسأله يعنى رابطه ميان «ايمان به زندگى پس از مرگ و حساب و جزاى قيامت» با «اعمال آدمى در اين دنيا و مسائل تربيتى» در شكل ديگر مطرح شده است، مىفرمايد: «منكر معاد در واقع شك در معاد ندارد) «بلكه او مىخواهد (آزاد باشد و) مادام العمر گناه كند- (لذا از روى انكار) سؤال مىكند قيامت كى خواهد آمد» (بَلْ يُريدُ الْانْسانُ لِيَفْجُرَ امامَهُ يَسْئَلُ ايّانَ يَوْمُ الْقِيامَةِ).
چگونه ممكن است انسان ايمان به قدرت خدا و توانايى او بر آفرينش اين همه كرات و كهكشانها و عوالم عجيب داشته باشد، و قدرت او را بر زنده كردن مردگان منكر شود؟
بنابراين، او هدف ديگرى از اين انكار دارد، او مىخواهد براى خود كسب آزادى جهت هرگونه هوسرانى و ظلم و بيدادگرى و گناه بنمايد، او مىخواهد وجدان خود را از اين طريق فريب دهد و حتّى عذر و بهانهاى نيز در برابر خلق خدا دست و پا كند، او مىخواهد سدّ عظيمى را كه ايمان به معاد در برابر هرگونه عصيان ايجاد مىكند در هم بشكند، اين منحصر به زمانهاى گذشته نبوده است. امروز هم چنين است.
لذا در بحثهاى مربوط به علل گرايش به ماديگرى و انكار مبدء و معاد مشاهده مىكنيم كه يكى از علل آن گريز از مسئوليتها و شكستن قوانين الهى و فريب وجدان انسان ذكر شده است.
واژه «انسان» در اين آيه اشاره به همان انسانى است كه در آغاز سوره دهر درباره او صحبت شده، انسانى كه منكر قيامت است و گمان مىكند خداوند قادر نيست استخوانهاى پوسيده را جمع كند و به آنها حيات مجدد بخشد منتها به گفته الميزان عدم استفاده از ضمير در اينجا و تبديل آن به اسم ظاهر (كلمه انسان) در واقع نوعى ملامت و سرزنش است كه چگونه با داشتن مقام انسانيت اين راه غلط را مىپيمايد. [١]
استفاده از فعل مضارع (يُريدُ- يَفْجُرَ) كه معمولًا براى استمرار است اشاره به اين است كه اين انسان خودخواه و خودكامه پيوسته مىخواهد كه به فجور مستمر خود ادامه دهد.
«فجور» از ماده «فجر» به معناى شكافتن گسترده چيزى است و از آنجا كه گناه سبب شكافتن پرده ديانت است، واژه فجور بر آن اطلاق شده است. [٢]
[١]. تفسيرالميزان، جلد ٢٠، صفه ١٩٠.
[٢]. مفردات راغب ماده فجر.