پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٢ - ايمان به معاد و حقبينى
در دوازدهمين و آخرين آيه مورد بحث روى سخن را به پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم كرده مىفرمايد: «هنگامى كه قرآن مىخوانى ميان تو و آنها كه ايمان به آخرت ندارند حجاب ناپيدايى قرار مىدهيم»! (وَ اذا قَرَأْتَ الْقُرآنَ جَعَلْنا بَيْنَكَ وَ بَيْنَ الَّذينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْاخِرَةِ حِجاباً مَسْتُوراً).
سپس مىافزايد: «و بر دلهاى آنها پوششهايى مىنهيم تا آن را نفهمند، و در گوشهايشان سنگينى»! (وَ جَعَلْنا عَلَى قُلُوبِهِمْ اكِنَّةً انْ يَفْقَهُوهُ وَ فى آذانِهِمْ وَ قْراً).
باز در اينجا به مسأله «تعليق حكم بر وصف» برخورد مىكنيم، يعنى مىبينيم مسأله وجود حجاب معنوى در ميان پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و مشركان و افتادن پرده بر دلها و قرار گرفتن سنگينى در گوشهاى آنها روى توصيف آنها به عدم ايمان به آخرت آمده است، و اين به خوبى نشان مىدهد كه عدم ايمان به آن دادگاه بزرگ سبب پيدايش اين حجابها و دور ماندن از درك واقعيتهاست، دليل آن هم واضح است:
عدم توجه به حساب و كتاب و جزاى اعمال، انسان را بر مركب غرور و خودخواهى و لجاج و تعصب و هواپرستى سوار مىكند، در چنين حالتى چگونه مىتواند حقايق را آنچنان كه هست ببيند و به آن ايمان آورد.
چه حجابى بدتر از حجاب هواى نفس و چه مركبى بدتر از مركب خودخواهى و غرور؟
جمعى از مفسّران گفتهاند: منظور از «حجاب مستور» حجاب و ديوار ناپيدائى بوده است كه خداوند ميان پيامبر و مشركان به هنگام تلاوت قرآن ايجاد مىكرده، تا حضرتش را نبينند و آزارش ندهند، و پارهاى از شأن نزولها نيز در اين زمينه نقل شده است.
ولى ظاهر آيه، اين تفسير را نفى مىكند، چرا كه مىگويد اين حجاب و پرده مانع از فهم و درك حقايق و لطائف قرآن مىشد، بنابراين بايد پذيرفت كه مقصود از اين «حجاب مستور» همان حجابهاى معنوى بوده كه چشم و گوش و دلهاى مشركان هواپرست و خودكامه و متعصب را از درك مفاهيم عالى قرآن باز مىداشته است.
اين همان چيزى است كه در آيات متعددى از قرآن به آن اشاره شده، و ما در جلد اوّل اين كتاب در بحث «موانع معرفت و شناخت» مشروحاً از آن سخن گفتيم. [١]
[١]. توصيف «حجاب» به «مستور» گاه به معناى ظاهر آن گرفته شده، يعنى «حجاب ناپيدا» و گاه گفتهاند كه «اسم مفعول در اينجا به معناى اسم فاعل است و مستور به معناى ساتر يعنى پوشاننده.