پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٤ - عقيده به معاد در دورانهاى مختلف
آيات زيادى كه از آيين پيغمبراسلام صلى الله عليه و آله و سلم در زمينه معاد سخن مىگويد اين موضوع در مورد پنج پيامبر اولوالعزم تكميل مىشود.
از ميان پيامبران «غير اولوالعزم» نيز ماجراى حضرت آدم و مسائل پيرامون آن مانند داستان فرزندان آدم و داستان شيطان را ملاحظه كرديم.
اكنون بد نيست اين معنا را از زبان ساير پيامبران بشنويم:
شعيب كه همزمان حضرت موسى بود هنگامى كه مبعوث به رسالت شد و به سوى «مدين» (شهرى در جنوب غربى اردن كه امروز بنام «معان» ناميده مىشود و در شرق خليج عقبه قرار دارد) آمد، به قوم خود گفت: «اى قوم من خدا را بپرستيد، و به روز باز پسين اميدوار باشيد، و در زمين فساد نكنيد». (فَقَالَ يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّه وَ ارْجُوا الْيَوْمَ الْاخِرَ وَ لا تَعْثَوا فى الْارْضِ مُفْسِدينَ).
در اينجا حضرت شعيب در آغاز دعوتش بر دو اصل اساسى همه اديان يعنى «مبدأ» و «معاد» تكيه مىكند، و مردم را به سوى اين دو اصل فرا مىخواند.
منظور از اميد داشتن به روز قيامت اميد به ثواب الهى در آن روز است، يا اينكه اميد در اينجا به معناى ايمان و اعتقاد نسبت به آن روز مىباشد.
نهمين آيه از زبان «يوسف» در زندان به هنگام گفتگو درباره تعبير خواب با دوستان زندانى است، مىگويد: يوسف به آنها چنين گفت: من آيين قومى را كه ايمان به خدا ندارند و نسبت به سراى ديگر كافرند ترك گفتم. (و به خاطر اين فداكارى خداوند مرا شايسته تعليم علم تعبير خواب دانست) (انّى تَرَكْتُ مِلَّةَ قَوْمٍ لا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ هُمْ بِالْاخِرَةِ هُمْ كافِرُونَ).
اين تعبير به خاطر آن است كه مشركان بتپرست عقيده به خدا داشتند، ولى معاد و يوم الجزاء را به صورت تناسخ مىپذيرفتند، و معتقد بودند كه روح هر انسانى بعد از مرگ به كالبد ديگرى در همين دنيا باز مىگردد، و پاداش و كيفر خود را در اين زندگى مجدّد مىبيند، در حالى كه آيين توحيدى نه شرك را مىپذيرد، و نه تناسخ و بازگشت ارواح را به اين دنيا، لذا يوسف آنها را هم منكر خدا شمرد و هم منكر