پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٢ - عقيده به معاد در دورانهاى مختلف
آرزويى بىدليل و بىمأخذ و دور از واقعيت كه هرگز به آن نخواهند رسيد.
سپس روى سخن را به پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم كرده مىگويد: «به آنها بگو دليلتان را بياوريد اگر راست مىگوئيد»! (قُلْ هاتُوا بُرْهانَكُمْ انْ كُنْتُمْ صادِقينَ).
اين انحصارطلبى بر چه معيار عقلى استوار است و كدام دليل مىگويد كه لطف خدا مخصوص شماست و شامل حال ديگران نخواهد شد؟ اصولًا چگونه ممكن است اين تبعيض با عدالت خداوند سازگار باشد، و مؤمنان نيكوكار را به زعم شما از بهشت محروم سازد؟
به فرض كه آنها مدعى ابديت دين خود بودند، چرا درباره امتهاى پيشين كه تابع انبياء سلف بودند و به وظائف خود عمل كرده بودند، چنين قضاوتى داشتند، اينها همه نشان مىدهد كه آنها در انحصارطلبى بهشت تنها تابع اوهام خويش كه از خودخواهىها سرچشمه مىگرفت بودند.
قابل توجه اينكه «امانىّ» جمع «امنيه» به معناى آرزوست (جمعى از مفسّران تصريح كردهاند كه به معناى آرزوهايى است كه انسان به آن نمىرسد).
بنابراين «امانى» به معناى آرزوهاست و معناى جمع را مىبخشد، در حالى كه انحصارطلبى بهشت فقط «يك آرزو» بود، بعضى گفتهاند اين به خاطر آن است كه اين يك آرزو، آرزوهاى ديگرى را نيز به دنبال داشت، و آن نجات از عذاب الهى، هول و ترس محشر، و آسان بودن حساب، و مسائل ديگرى از اين قبيل است.
بعضى ديگر گفتهاند آرزو وقتى بسيار بزرگ باشد در حكم «آرزوها» است، و اين تعبير لطيفى است كه نشان مىدهد تا چه حد آنها دور از واقعيت فكر مىكردند؟
اين احتمال نيز وجود دارد كه چون هريك از آنها چنين آرزويى را داشتند، و يا حتّى يك نفر از آنها بارها اين آرزو را در سر مىپروراند، لذا به صورت جمع مطرح شده تا معلوم شود اين پندار منحصر به فرد خاصّى، يا مقطع خاصى نبوده، بلكه جنبه عمومى و مستمر داشته است.
به هر حال اين آيه دليل روشنى است بر وجود عقيده معاد در ميان قوم يهود و نصارى.
در هفتمين آيه كلام «مسيح» عليه السلام را در آن هنگام كه در گاهواره بود و به فرمان خدا به سخن درآمد