گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ٨٣
تقسيم مىكند، نيفتد. شايد اين دوتايىهاى متضاد در اصطلاحات از الگوهاى علوم طبيعى و رياضى به ما سرايت كرده است.
اگر بخواهيم درباره طبيعت به عنوان مثبت يا منفى سخن بگوييم امرى بهغايت آسان است هر چند دقيق نباشد. اما هنگامى كه اين امر به دنياى انسان راه مىيابد، نتيجه بىنهايت منفى است. مىتوان اين را يكى از نقيصههاى اصلى گفتمان سياسى عربى و شيوه تقسيمبندى در اين گفتمان برشمرد. منظور نگارنده درگير شدن اين گفتمان در زوجهاى متضادى است كه توسط منابع بيگانه دانشهاى طبيعى وارد شدهاند. واقعيت بشرى (با شكافها، تركيب و پيوستگىاش) پيچيدهتر و گستردهتر از علوم طبيعى بوده و بيشتر به رنگين كمانى شبيه است كه در آن رنگها با وجود استقلال خود با يكديگر متداخلاند و براى آن ابتدا و پايان مشخص و حتى مركز دقيقى وجود ندارد (هر چند مىتوان در بعد تحليلى براى آن، ابتدا، پايان و نقطه وسط پيدا كرد). با اين حال هر پديده مركز ثقلى دارد كه انسان مىتواند آن را بيابد. از اين رو الگوى مركب انسان را تشويق مىكند تا به وسيله يك رشته متصل و ممتدّ از مقولههاى متداخل كه لزوماً مثبت يا منفى نبوده بلكه مقولههايى بينابين مىباشند، جهان خارجى را مورد بررسى قرار دهد.
معمولا مقولههاى متعادل از مقولههاى افراطى پيچيدهتر و با دلالتتر هستند. همچنين اين مقولههاى متعادل در اصطلاحات جديدى آشكار مىشوند كه صهيونيستها (و يهودستيزان) آنها را كاملًا به دور انداختهاند؛ چون آنان در چارچوب دوتايىهاى متضاد و بسيط عمل مىكنند. اما ميان دوتايى «نپذيرفتن صهيونيسم از سوى يهود» و «پذيرش صهيونيسم از سوى يهود»، مقوله «فرار از يهود» و ميان دو مقوله «دشمنى با يهود» و «حمايت از آنان»، مقوله «اعراض از يهود» و «بى اعتنايى به آنان» نيز وجود دارد. همچنين ميان دوتايى «كاميابى تجدد» و «ناكامى آن» مقوله «مشكلات تجدد» نيز وجود دارد.
٤. اصطلاح با مفهوم نهفته در آن مساوى نيست:
پژوهشگر بايد بداند اصطلاح ومفهوم نهفته در آن يك امر واحد نيستند؛ بنابراين نبايد به اصطلاحات فراروى خود بسنده كند، بلكه بايد با تمسك به شيوههاى گوناگون به مفهوم موجود در پشت اصطلاحات دستيابد. اين فرآيند براى تمامى اصطلاحات يكسان نيست. همان گونه كه