گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ٦٢
جغرافيايى» كه به تاريخ وقعى نمىنهد سخن مىگويد. اين گرايش شديد به جغرافيا و غفلت كامل از تاريخ در نظريه امنيت اسرائيل هويداست. بنابراين هر حركتى كه براى صهيونيستها تداعى كننده وجود عنصر زمان (از قبيل گذشته: ميراث، حافظه تاريخى، زمان حال، نزاع، و مانند آينده: امكانات و زمينه آزادى و تحرك) باشد وحشت و بيم شديد در دل شهرك نشينان صهيونيست ايجاد مىكند و اينگونه حركتها «ترور» نام مىگيرند.
٤. نگاه به پديدههاى صهيونيستى تنها از درون:
صهيونيستها در تعامل با پديدههاى يهودى، آن را از مورد مشابه خود در جوامع بشرى جدا مىسازند. از اين رو نابود سازى نازىها رويدادى است كه تنها براى يهوديان اتفاق افتادهاست، بىآنكه به آنچه براى كولىها «١» و فرهيختگان لهستانى و كهنسالان رخ داد اشارهاى بشود. استضعاف اعضاى گروههاى يهودى در لهستان و روسيه، مجرّد از استضعاف اعضاى ديگر اقليتها مىشود. تمام اين اقدامات براى جدا كردن (تجريد) رويداد از الگو مىباشد تا بتوان بر آن معنا و مفهومى صهيونيستى بار نمود. يعنى اين معنا كه تمامى «اغيار» تنها به يهوديان ظلم مىكنند. لذا بايد يهوديان سرزمين قومى داشته باشند تا به آنان پناه دهد.
٥. استفاده از اصطلاحات به ظاهر بىگرايش، اما در واقع محو كننده تاريخ و واقعيت اعراب:
از ديگر حيلههاى بلاغى صهيونيستى، به كارگيرى اصطلاحات به ظاهر بىطرف و بىگرايش به جاى اصطلاحات داراى محتواى تاريخى و انسانى عربى است. شايد از مهمترين اين تلاشها، اشاره به فلسطين به عنوان «سرزمين بدون ملت» باشد. اين عبارت كاملًا بى طرفانه است. چون ممكن است فلسطين همان سرزمين موعود يهوديان نباشد. در اساس مراد از «سرزمين بدون ملت» فلسطين نيست بلكه صرفاً يك سرزمين است و بس، مكانى بدون زمان و تاريخ.
اين پديده در اختلاف بر سر قطعنامه ٢٤٢ شوراى امنيت رخ مىنماياند. در مقدمه اين قطعنامه بر اصل عدم جواز سلطه بر سرزمين با توسل به زور تصريح شده و عقبنشينى از