گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ٥٩
طلبانهاى مىشود كه انسان را به ياد حكومتى مانند اسپارت «١» يا پروس «٢» مىاندازد. حكومت صهيونيستى بايد خود را به عنوان حكومتى سكولار افراطى معرفى كند؛ و در همين حال ادعا كند حكومتى دينى افراطى است و حكومتى سرمايهدارى افراطى و سوسياليستى افراطى است. جنبش صهيونيسم اتحاد يهوديان با غرب اروپا را براى جلوگيرى از انگيزش دشمنى يهوديان با دولتهاى اين كشورها مىپذيرد و در عين حال خواستار كوچ يهوديان شرق اروپا است.
براى تحقق اين هدف و نيز تحقق اشغال فلسطين و اخراج ساكنانش و بسيج كردن يهوديان جهان براى حمايت از طرح خود و اعزام عنصر انسانى «٣» مطلوب، صهيونيسم يك گفتمان ژلاتينى مبهم و ناهمگن را به عمد گسترش داد. گفتمانى كه بسيار ناهماهنگ با شكافهاى فراوان ارائه شد تا قربانى را نابود سازد و به وجههاش را تخريب كند.
هرتصل مىنويسد: «امرى كه تحقق آن تقريباً محال بود، به وقوع پيوست: وحدت عميق ميان نيروهاى جديد و تندرو يهودى (يعنى يهوديان وابسته به غرب اروپا و يهوديان غير يهودى) «٤» و عناصر محافظه كار يهودى (يهوديان شرق اروپا و يهوديان مذهبى). اين امر با توافق دو طرف وبدون كوتاه آمدن هيچيك از آنها و بىآنكه قربانى فكرىاى به همراه داشته باشد روى داد.» همچنين هرتصل به توافق ديگرى كه ميان تمدن غرب و يهوديان جهان ايجاد كرد افتخار مىكند. هرتصل در اين گفته خود كاملًا صادق بوده است. گفتمان نيرنگآميز صهيونيستى كه او بنيان آن را نهاد، در پنهان كردن دوگانگىها و توجه به هر بخش از بخشهاى مورد نظر به طور رضايت بخشى موفق شد. همچنين وى اعراب را (دست كم در نوشتهها و اظهارات رسمىاش) كاملًا ناديده گرفت و از آنان به بدى و يا نيكى هيچ يادى نكرد. اين گفتمان با توسل به «طرح اساسى و يهودى شده صهيونيستى» و در عين حال پنهان سازى آن طرح توانسته رويكرد اصلى خود را حفظ نمايد تا بتواند با گونهگون سازىهايى كه