گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ٥٣
پديده قابل ادراك وتخيل و بررسى مىباشد. به باورما گفتمان سياسى عربى در تحليل پديده صهيونيسم در دو تنگنا قرار گرفته است:
الف) اغراق در تخصيص شرارتها تا سرحدّ «مسلّم انگارى»؛ اين ويژگى گفتمان يهودستيز معتقداست يهود منشأ همه شرارتهاى جهان است و حكومت صهيونيستى نمونه عملى دسيسه ازلى صهيونيسم است. اين گفتمان، پديده صهيونيسم را از دنياى پديدههاى بشرى خارج مىكند و وارد دنياى پديدههاى شيطانى مىسازد. در نتيجه ستيز و نزاع با آن پايانى ندارد و اين همان منازعه پيوسته و هميشگى است ميان نيروهاى خير و شرّ وجود داشته و دارد.
ب) اغراق در تعميم و كنارزدن ويژگيهاى خاص؛ اين ويژگى گفتمانى است كه خود را «علمى» و «عينىگرا» مىخواند و معتقد است كه حكومت صهيونيستى مانند ديگر حكومتها حكومتى دموكراتيك است. بنابراين سخن از حكومت صهيونيستى سخنى كلى از قدرت نظامى و اقتصادى دشمن مىباشد بدون توجه به پيچيدگىهاى خاص پديده صهيونيسم.
اين اغراق و مبالغه در تعميم به نام علمى و عينى گرايى، به عادىسازى رژيم سياسى اسرائيل منجر گرديد؛ يعنى تلاش براى مطالعه اين رژيم به عنوان رژيمى سياسى و عادى، از همان مقولههاى كلى تحليلى استفاده مىشود كه در مطالعه ديگر رژيمهاى سياسى جهان غرب به كار مىرود. گويا اين رژيم سياسى اسرائيل در ذات خويش با ديگر رژيمهاى سياسى هيچ تفاوتى ندارد؛ به همين دليل سخن از رژيم دو حزبى در دموكراسى اسرائيلى به ميان مىآيد؛ سخن از اينكه اسرائيل و انگليس هر دو قانون اساسى ندارند يا رژيم سياسى در اسرائيل از الگوى دوجانبه انگلو- آمريكايى پيروى مىكند نه از الگوى م گفتمان صهيونيستى ٦٣ ٥. استفاده از اصطلاحات به ظاهر بىگرايش، اما در واقع محو كننده تاريخ و واقعيت اعراب:
ص : ٦٢ تكثرتر اروپايى؛ يا سخن از اينكه اتحاديههاى كارگرى در اسرائيل مانند اروپا و بر خلاف ايالات متحده صاحب قدرت مىباشند به ميان مىآيد.
دانشمندان علوم سياسى عرب كه چنين ديدگاهى را پايه ريزى مىكنند هم از لحاظ اخلاقى و هم معرفت شناختى دچار اشتباه مىشوند.
از منظر معرفت شناختى مىتوان گفت كه نوع توصيف آنان از پديده صهيونيسم، توان چندانى براى تحليل و تفسير پديدهاى چون سازمان صهيونيسم و يا نقش سازمان يهود را كه به ساكنان يهودى حكومت صهيونيستى كمك و در مقابل اعراب را تبعيد مىكند، ندارد،