گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ٤٢
نرم مىكند، يعنى امپراتورى عثمانى با تصويرى كه اين اصطلاح به ما ارائه مىدهد، ما به اين مرد در بدترين حالتها با بيزارى و نفرت فراوان و در بهترين حالت با دلسوزى كامل (بى هيچ احترامى) مىنگريم و به طور كامل فراموش مىكنيم كه حكومت عثمانى- بر خلاف ضعف و استبدادش- مدافع ملت خود در برابر هجوم استعمار غرب بود؛ غربى كه به تمام جهان يورش مىبرد. فراموش مىكنيم كه اين مرد اروپا نه اهل اروپا بلكه در مركز خاور اسلامى رهبر و پيشوا بود. روشن است كه تصوير مرد بيمار اروپا نگاه غربى به مسأله را منعكس مىكند و به حكومت عثمانى به عنوان ميراثى مىنگرد كه ميان قدرتهاى غربى تقسيم و توزيع خواهد شد. اين ديدگاهى است كه با نگاه ملتهاى اين منطقه اندك ارتباطى ندارد. پس اين اصطلاح (مانند اصطلاحاتى كه قبلًا ذكر كرديم) در غرب وضع شده و نگاه و مفهوم غربى را به همراه دارد.
در اينجا تبيين اين نكته مهم است كه اين اصطلاح به مردى واقع در مرزهاى اروپا، اما در عين حال غيراروپايى اشاره دارد. در نتيجه عرصه نگاه تاريخى را كه ديدگان ما اجازه حركت در آن دارند براى ما مشخص مىكند. در نتيجه مرد مهمتر و محورىتر يعنى «مرد درنده» و «ددمنش اروپا» را كه همان امپرياليسم غرب مىباشد فراموش مىكنيم. همان جريانى كه در آن زمان ساكنان افريقا و پيش از آن تعداد زيادى از ساكنان اصلى آمريكا و ساكنان استراليا و نيوزلند را از بين برد و همزمان ساكنان آسيا را به بردگى مىكشيد و براى يافتن مواد مخدر در چين جنگهاى ويرانگر به راه مىانداخت تا مردم را مسحور پيشرفتهاى غرب كند و در بىخبرى نگه دارد. اين «مرد ددمنش» پس از سالها چرخيدن پيرامون جهان اسلام، اينك از بيم «مرد نيرومند اروپاى عثمانى» در مرزهاى اسلامى كمين كرده بود. دولت عثمانى هنوز نيرومند بود و اروپا چونان حيوانى درنده كمين كرده بود و لب مىليسيد به اميد آنكه بتواند «مرد مسلمان عثمانى» را تضعيف كند. وقتى دوران زوال عثمانى فرارسيد اروپاى درندهخو آغاز به جويدن و خردكردنش گرفت و گاه نيز به بهانه كمك به او، سم تزريق مىكرد! مرد درنده اروپا همه توانش را به كار گرفت تا «مرد جوان شرقى» (محمد على در مصر) را كه مىتوانست آن مرد بيمار را يارى و چه بسا شفا دهد از پاى درآورد. همه اين مفاهيم و مضامين به دليل جعل عبارت «مرد بيمار اروپا» از نگاهها دور ماند و موجب شد كه تصوير «مرد درنده» پنهان بماند.