گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ٢٧
مواجه بااعراب آنان را به واقع نگرى و پراگماتيست بودن فرا مىخواند. ايالات متحده به اعراب مىگويد كه چون اسرائيل حكومتى قدرتمند است، و پى در پى آنان را شكست مىدهد بايد آنان حقيقتهاى جديد را بپذيرند و با احساسى عملى با واقعيت درتعامل باشند. در نتيجه بايد شرطهاى اسرائيل و صلحى را كه از نگاه اعراب بر اساس سازش است بپذيرند. اما همين گفتمان غرب در مواجهه با اسرائيل به طور كامل از عملگرايى جدا مىشود و از «سرزمين قومى يهود» و «ارتباط تاريخى آنان با اين سرزمين» و «ضرورت اينكه اسرائيل بايد به حكومت يهودى خالص مبدل شود» و «پايتخت ازلى آن قدس است» و ... سخن مىگويد. يعنى كه غرب و جهان بايد به خواستههاى صهيونيستها با ريشه توراتى و متكى به نيروى مسلح، احترام بگذارند. اين تناقضى عميق و نشانگر نژاد پرستى غرب مىباشد. در نگاه آنان خواستهها و انتظارات قومى صهيونيستها بايد مورد توجه قرار گيرد، زيرا آنان انسانهايى كامل اند. اما احساسات و انتظارات قومى فلسطينىها مسألهاى است كه مىتوان از آن غفلت كرد و بر سر آن سازش نمود، چون فلسطينىها انسانهاى كاملى نيستندوصرف موجوداتى مصرفى هستند.
٧. گفتمان آرزوگرا:
گفتمانى است كه آمال و آرزوهاى قانونى اعراب مانند لزوم آزادسازى فلسطين و بازگرداندن قدس و حمايت از فلسطين در برابر اشغالگران صهيونيست را بيان مىكند. اين گفتمان از ارزش روانى بالايى برخوردار است، ليكن ارزش تفسيرى چندانى ندارد. همين حكم بر گفتمان آرزوگراى صهيونيستى نيز صدق مىكند. هنگامى كه صهيونيستها مىگويند قدس پايتخت ازلى اسرائيل است و دو ميليون شهركنشين صهيونيست را دركرانه با خترى اسكان خواهند داد، نبايد از اين گفتمان بهراسيم و آن را طرحى قابل تحقق بپنداريم. بلكه بايد بدانيم دشمن نيز مانند ما آرزوهايش را بيان مىكند تا ارادههاراقوى كند و بسا كه اين گفتمان براى انداختن ترس در دلهاى ما به كار گرفته مىشود. از اين رو هنگامى كه تلاش مىكنيم رفتار دشمن را تحليل و تفسير كنيم، بايد گفتمان آرزوگرايى را در جايگاه حقيقى اش قرار دهيم.
بيشتر گفتمانهاى پيشين بر آمده از برخى مواضع ثابت ما در برابر استعمار شهرك نشينى